بازاریابی چندسطحی

لطفاً قبل از مطالعه مقالات وبلاگ، قسمت زیر را بخوانید!

این وبلاگ به بررسی فعالیت شرکت‌هایی مانند گلدکوئست (GoldQuest)، گلدماین (GoldMine)، مای‌سون‌دایموندز (My7Diamonds)، ایران‌بین (IranBin)، وست‌ویژن (VastVision)، ای‌پارسیان (eParsian)، آسونت (Asoonet) و... می‌پردازد، ولی مباحثش محدود به این چند شرکت خاص نیست و هر آن‌چه را که اصطلاحاً بازاریابی چندسطحی یا بازاریابی شبکه‌ای نامیده می‌شود مد نظر دارد؛ چه خارجی باشد و چه داخلی. مثال اصلی بررسی‌شده، گلدکوئست است.

زحمت اندیشیدن را به دیگران واگذار نکنید! تا جایی که می‌توانید خودتان موضوعات را تحلیل کنید. به جای این‌که با مواجه شدن با هر پیشنهادی انتظار داشته باشید که یکی به شما بگوید که چه تصمیمی بگیرید، عقل سلیم خود را به کار بیندازید! از تجربه و معلومات دیگران هم البته استفاده کنید.

در این مدت به ترتیب اهمیت به جنبه‌های مختلف موضوع پرداخته‌ام و در نتیجه مقالات آخرم عموماً از اهمیت کم‌تری نسبت به مقالات قدیمی‌ام برخوردارند.

در بررسی این نوع شرکت‌ها مهم‌ترین چیز شناخت علمی آن‌هاست؛ آیا این شرکت‌ها همان‌طور که می‌گویند اعضای خود را پول‌دار می‌کنند؟ این شرکت‌ها چه اثری در اقتصاد دارند؟ منافع و مضرات گسترش این نوع فعالیت‌ها در جامعه چیست؟ و...

این‌که نظر قانون چیست و یا این‌که وضعیت این نوع شرکت‌ها از نظر شرعی چگونه است نیز مهم است ولی تا به سؤال‌های قسمت قبل پاسخ درستی نداده باشید بستر فکری مناسبی برای هضم این مسایل ندارید.

در این لینک می‌توانید نسخه قدیمی وبلاگ را یک‌جا دریافت کنید.

استفاده از هر کدام از مقاله‌ها با ذکر منبع و بدون تغییر، مجاز است به این شرط که اگر می‌خواهید آن را خارج از محیط اینترنت انتشار دهید ابتدا موضوع را از طریق ای‌میل با من در میان بگذارید تا اگر لازم بود نکاتی را اضافه یا کم کنم.

 

 

GoldQuest و Interpol

اگر برای عضویت در گلدکوئست پرزنت شده باشید یا کاتالوگ این شرکت را دیده باشید احتمالاً با نام یا تصویر برخی از مدیران این شرکت آشنا هستید. امروز از طریق برخی سایت‌ها و وبلاگ‌ها به مطالبی پی بردم که می‌تواند برای بسیاری از افراد به‌ویژه کسانی که تصور می‌کنند کوئست اینترنشنال شرکتی معتبر و خوش‌نام است جالب باشد.

در وبلاگ قانون و بازاریابی شبکه‌ای به نقل از سایت GMA NEWS.TV خبری آمده که حاکی از دست‌گیری سه تن از سران گلدکوئست توسط پلیس جاکارتا و به درخواست اینترپل است: خانم دونا ماری ایمسون، آقای جوزف بیسمارک و آقای ویجی اسواران.

به گفته این منبع اتهام این افراد راه‌اندازی شرکتی با سیستم هرمی است و به همین دلیل از طرف دولت کشورهای مالزی، فیلیپین و هنگ‌کنگ تحت پی‌گرد قانونی قرار گرفته‌اند.

کلاه‌برداران بین‌المللیاینترپل: سازمان پلیس جنایی بین‌المللی

شما هم می‌توانید با جستجو در سایت اینترپل به مطالب جالبی پی ببرید؛ از نه نفری که عضو هیأت رئیسه این شرکت به اصطلاح بین‌المللی هستند دست‌کم پنج تایشان تحت تعقیب پلیس بین‌المللی‌اند؛ بر روی لینک‌ها کلیک کنید تا با این مردان و زنان بزرگ بیش‌تر آشنا شوید!

 

 

  • مدیر داخلی: آقای ویجی اسواران (Vijay Eswaran)
  • مدیر امنیتی: آقای کورت جورج روکو رینک (Kurt Georg Rocco Rinck)
  • مسؤول روابط بین‌المللی: آقای جوزف بیسمارک (Joseph Bismark)
  • مسؤول بخش تحقیق و توسعه: آقای تی جی کینتارا (TG Kintanar)
  • مسؤول امور آموزشی: خانم دونا ماری ایمسون (Donna Marie Imson)

پی‌وست (سه‌شنبه ۲۲/۳/۱۳۸۶ و بعد از آن!)

لینک مطلب

آدم‌خوار

مجموعه تلویزیونی «آدمخوار» سریالی داستانی است که تا کنون بیش از ده قسمتش پخش شده است. داستان آن، به نظر من، نقاط ضعفی دارد که برخی به سادگی قابل رفع بود و برخی نه به سادگی!

هر چند نام گلدکوئست در داستان برده نمی‌شود ولی تقریباً همه چیز حاکی از این است که منظور شرکت گلدکوئست است. به نظر من در روش دعوت و ارایه (پرزنت) گلدکوئست نکات جالبی وجود دارد که خوب بود در داستان از آن‌ها استفاده می‌شد. البته شاید روش پرزنت در سال‌های اول حضور گلدکوئست در ایران شبیه همانی باشد که در داستان آمده ولی تا آن‌جا که من می‌دانم الان این‌طور نیست.

در داستان این طور به نظر می‌رسد که منشاء مشکل این شرکت‌ها ممنوع شدنشان توسط دولت است. خوب بود به نحوی این حقیقت بیان می‌شد که ممنوعیت این فعالیت‌ها تنها باعث می‌شود فاجعه زودتر رخ دهد ولی در عوض حجم ضرر و زیان کم‌تر خواهد شد.

تأکید بر روی انحرافات اخلاقی اعضای شرکت هم شاید بیش از حد باشد. این موضوع یکی از مسایلی است که هر چند وجود دارد ولی مشکل اصلی نیست و به‌علاوه مورد سوء استفاده کلاه‌برداران داخلی قرار می‌گیرد.

قسمت عالی این برنامه، به نظر من، تیتراژ ابتدایی آن است که با تکثیر دودویی سکه‌ها، کند شدن سرعت چرخش آن‌ها، کدر شدن رنگ طلایی آن‌ها و در نهایت به خاک سیاه نشستن آخرین رده، روح ماجرا را به خوبی نمایش داده است. اگر آن را ندیده‌اید پیشنهاد می‌کنم دو دقیقه وقت خود را صرفش کنید.

تیتراژ ابتدایی مجموعه آدمخوار: کیفیت پایین، ۶۵۶ کیلوبایت، کیفیت متوسط، سه و نیم مگابایت، کیفیت بالا، ده مگابایت

لینک مطلب

برنامه رادیویی کنکاش: شرکت‌های هرمی و نتورک مارکتینگ

رادیو ایران در برنامه کنکاش در چند چهارشنبه اخیر به موضوع شرکت‌های هرمی و نتورک مارکتینگ پرداخته است و با دعوت از موافقان و مخالفان این نوع فعالیت‌ها سعی کرده تا این موضوع را از نظر علمی بررسی کند.

برنامه ۹ اسفند را یکی از دوستانم به طور ناقص ضبط کرده است و برنامه ۱۶ اسفند را خودم، با استفاده از پخش زنده اینترنتی، به طور کامل ذخیره کردم.

کنکاش ۹ اسفند. مدت برنامه تقریباً ۴۰ دقیقه

مهمانان حضوری: آقاسی (وکیل دادگستری)، سروش (مدافع نتورک مارکتینگ)، صادقیان (مدافع نتورک مارکتینگ)، نقشینه ارجمند (مخالف بازاریابی چندسطحی)

مهمان تلفنی: کاتوزیان (نماینده مجلس و از طراحان قانون ممنوعیت شرکت‌های هرمی)

کنکاش ۱۶ اسفند. مدت برنامه تقریباً ۷۵ دقیقه

مهمانان حضوری: جام‌ساز (اقتصاددان)، سروش (مدافع نتورک مارکتینگ)، نقشینه ارجمند (مخالف بازاریابی چندسطحی)

مهمانان تلفنی: محتشم (مدافع نتورک مارکتینگ)، قاسم‌زاده (عضو هیأت علمی دانش‌گاه صنعتی شریف)

لینک مطلب

پینوکیو، جو فابرگاس، مهراب و باقی قضایا!

یکی از برنامه‌های تلویزیون در مورد گلدکوئست برنامه «درخت پول» بود که دو بار پخش شد. بحث‌های کارشناسی آن می‌توانست بهتر باشد ولی قسمت جذاب آن بخش‌هایی از کارتون پینوکیو بود که در بین آن گنجانده شده بود؛ تناسب گفتگوهای روباه مکار، گربه نره و پینوکیو با نظرات گلدکوئستی‌ها گاهی به قدری زیاد بود که گویا این کارتون را برای گلدکوئستی‌ها ساخته‌اند!

فایل این برنامه را تهیه و ۱۷ دقیقه جالب‌ترش را انتخاب کرده‌ام. اگر آن را ندیده‌اید دیدنش را پیشنهاد می‌کنم:

منتخب برنامه «درخت پول»: کیفیت پایین، ۵ مگابایت، کیفیت بالا، ۱۷ مگابایت (بخش اول، بخش دوم)

تحولات جدید در شرکت گلدکوئست

اخیراً اتفاقی رخ داده است که من هنوز نتوانسته‌ام تحلیل قابل دفاعی از آن داشته باشم. چند هفته پیش گروهی از گلدکوئستی‌ها خبر از برگزاری یک دوره آموزشی نتورک مارکتینگ در دبی دادند. برگزارکننده این دوره قرار است جو فابرگاس باشد و این آقا، همان کسی است که سی‌دی‌های آموزشی‌اش را گلدکوئستی‌ها دوبله کرده‌اند و روش‌های مخ‌زنی را از آن یاد می‌گیرند. به گمانم این جماعت دست بی‌وضو هم به این سی‌دی‌ها نمی‌زنند!

از کسانی که به شدت دیگران را تشویق به شرکت در این برنامه می‌کنند فردی به نام مهراب صدوقیان‌زاده است که ظاهراً از قدیمی‌های گلدکوئست است که توانسته با این کار پولی به جیب بزند و از کشور خارج شود.

چیزی نگذشت که سایت فارسی گلدکوئست در کمال تعجب اعلامیه‌ای در مورد این سمینار صادر کرد:

جلسه دبی - کنار گذاشتن یکی از اعضای شورای «وی»

30 January 2007- با سلام احتراماً بدین وسیله اعلام می‌داریم که آقای مهراب صدوقیانزاده از سمت خود به عنوان عضو شورای «وی» و نماینده مستقل به دلیل مشکوک بودن نقش او در آموزش شبکه‌ایی غیر مجاز با جو فابرگاس در دوبی، که هیچ‌گونه ارتباط کاری و همکاری با گروه کیو آی را ندارد، موقتاً کنار گذاشته شده است. مسئولین ما در حال تحقیق و رسیدگی به این پرونده می‌باشد. که پس از معلوم شدن نتیجه، اقدامات لازم به عمل خواهد آمد. آقای جو فابرگاس گروه کیو آی را چهار سال پیش ترک کرده و هیچگونه ارتباطی با گروه کیو آی و یا شرکتهای وابسته ندارد. در ضمن ایشان هیچ گونه وکالتی برای انجام هر گونه اقدام و یا فعالیتی را از طرف این گروه دارا نمی‌باشد. گروه کیو آی در مورد این اتفاق با جدیت برخورد مینماید. بنا براین لطفاً توجه داشته باشید که به عنوان اعضای شبکه ارتباطی ما، شما در صورت شرکت در این جلسات٬ مشمول بازجوئی و کنارگذاری موقتی از فعالیت خواهید شد.

با سلام

احتراماً بدینوسیله اعلام می‌دارد که آقای جو فابرگاس هیچگونه مسئولیت و مدیریتی در  کلیه شرکتهای وابسته تابعه QUEST NET و QI ندارد.

جوفابرگاس ۴ سال پیش این مجموعه را ترک کردند. گرچه مطلع شدیم که ایشان جلسات آموزشی مرتبط برگزار می‌کنند.

این گروه قویاً اعلام می‌دارد که همکاری با ایشان را قطع نموده و تمامی جلسات آموزشی برگزار شده توسط ایشان را مردود و باطل اعلام می‌نماید.

جو فابرگاس هیچگونه ارتباط کاری و همکاری با این گروه ندارد و در ضمن ایشان هیچگونه وکالتی برای انجام هر اقدام یا فعالیتی را از طرف این گروه دارا نمی‌باشد.

گروه مایل است اعلام نماید که جو فابرگاس قراردادی را با شرکت امضا کرده است که ایشان را از برگزاری هرگونه دوره یا جلسات آموزشی که در زمینه فعالیتهای گروه باشد منع می‌نماید. اما ایشان تعهد خود را شکسته‌اند.

گروه QI حق و حقوق خود را محفوظ می‌دارد و روند قانونی و قضایی را در مورد ایشان آغاز می‌نماید.

سی‌دی‌های جو و شور و هیجانش در دفاع از گلدکوئست و ایمان به آن دیدنی است! حالا می‌گویند این فرد ۴ سال پیش این شرکت را ترک کرده است!

اکنون گلدکوئستی‌ها سه دسته شده‌اند. گروه اول زیر پرچم مهراب و جو شعار وحدت ملی سر داده‌اند و ظاهراً فراموش کرده‌اند که همگی به این شرکت کلاه‌بردار آویزانند! گروه دوم دیگران را به اطاعت صد درصد از شرکت فرا می‌خوانند و در رفتار ایشان نیز اوج خفت دیده می‌شود. گروه سوم هم در این مورد سکوت کرده‌اند.

البته این‌ها مسایل درونی این شبکه کلاه‌بردار است و مشکل اصلی هرمی بودن این شرکت است. ولی این سؤال مطرح است که پشت پرده چه می‌گذرد؟ آیا گلدکوئست دنبال بهانه‌ای می‌گردد تا بعد از چند سال کلاه‌برداری سرشاخه‌ها را اخراج کند تا پورسانت این افراد را هم بالا بکشد؟ من به هیچ نظر قابل دفاعی نرسیده‌ام ولی این را می‌دانم که از چنین شرکتی هیچ کلاه‌برداری‌ای بعید نیست.

لینک مطلب

بانک سومالی ریپابلیک معتبرتر است یا گلدکوئست؟

آن‌چه در این نوشته می‌آید هم حاوی نکاتی طنز است و هم نکاتی تلخ.

نکات تلخ آن مربوط است به وضعیت کشور مسلمان سومالی که اخیراً نیز مورد تهاجم نیروهای آمریکایی قرار گرفته است. احتمالاً شما در رسانه‌ها کم و بیش از این موضوع اطلاع پیدا کرده‌اید. بررسی ابعاد سیاسی این اتفاق ارتباطی به موضوع این وبلاگ ندارد.یکی از سکه‌های گلدکوئست

نکته طنزآمیز این داستان این است که شرکت «کوئست اینترنشنال» مدعی است برخی از محصولاتش را بانکی به نام «Somali Republic» گارانتی کرده است. جدا از این که آیا چنین ادعاهایی تا چه حد صحت دارد و مفهوم این گارانتی‌ها چیست، بد نیست که با کشور سومالی کمی آشنا شویم، زیرا اگر قرار است ما ادعای یکی را با تضمین فرد دیگری بپذیریم لازم است که اعتبار تضمین‌کننده از تضمین‌شونده بیش‌تر باشد. یعنی اصولاً شرکت «کوئست اینترنشنال» می‌بایست جایی معتبرتر از خود را به عنوان گارانتی‌کننده محصولاتش معرفی کرده باشد. مطالب زیر را از چند سایت خبری نقل می‌کنم.

لازم به ذکر است که کلاه‌بردار بودن گلدکوئست مربوط به ساختار هرمی آن است و حتی اگر سکه‌هایش را معتبرترین بانک‌ها هم ضمانت کنند کلاه‌بردار بودنش از بین نمی‌رود.

سومالی، کشوری بدون حکومت!

سومالی به عنوان شرقی‌ترین کشور آفریقا، در کرانه‌های غربی اقیانوس هند در شاخ آفریقا جای دارد. این کشور بعد از فروپاشی حکومت آخرین رییس‌جمهورش، محمد زیادباره، ۱۶ سال است بدون دولت مرکزی به سر می‌برد! پیش از آن هم تحت حاکمیت انگلیس و ایتالیا بوده است و در مدت حیات خود هرگز روی آرامش به خود ندیده است.

تا به امروز کشور به چهار بخش تقسیم شده است؛ سومالی‌لند در شمال، پرت‌لند در مرکز، مناطق جنوبی که در کنترل اتحاد محاکم اسلامی است و بخش‌های کوچکی از آن در کنترل دولت موقت مستقر در «بیداوا» است. البته دولت موقت به رهبری عبدالله یوسف از حمایت کامل آدیس آبابا برخوردار است و رژیم آدیس آبابا مجری سیاست‌های آمریکا در منطقه است.

نظام قبیله‌ای در سومالی

سومالی کشوری است که در آن حرف اول و آخر را نظام قبیله‌ای می‌زند. چهار قبیله اصلی در این کشور وجود دارد که این قبایل خود به قبایل کوچک‌تری تقسیم می‌شوند. برای یک سومالیایی هیچ چیز مهم‌تر از قبیله نیست و او حاضر است جان و مال خود را برای آن فدا کند. اگر در سومالی فردی از یک قبیله توسط قبیله دیگر کشته شود تا آن قبیله انتقام نگیرد، آرام نمی‌نشیند. لذا اگر از یک سومالیایی بپرسید اهل کجایی قبل از اینکه بگوید سومالیایی، می‌گوید: «هبرگدر» یا «ابگال» یا «مولودود»، که اسامی قبایل‌اند.

اوضاع اجتماعی و خدماتی کشور سومالی

در حال حاضر تقریباً هیچ‌گونه خدماتی در کشور وجود ندارد. شبکه برق‌رسانی به طور کامل از بین رفته و عمده مردم از نعمت برق محرومند. تنها بعضی از ثروت‌مندان موفق به خرید موتور برق می‌شوند. سیستم تصفیه آب و لوله‌کشی در شهر وجود ندارد و آب مورد نیاز از طریق چاه‌ها تأمین می‌شود که مردم باید آن را بخرند. زباله‌های مردم از سطح شهر جمع‌آوری نمی‌شود و جای جای شهر مملو از زباله است. تقریباً تمام خیابان‌ها در سطح شهر و جاده‌های کشور از بین رفته‌اند و آسفالتی وجود ندارد. تعداد مدارسی که در شهر وجود دارند اصلاً کافی نیست و خیلی از کودکان از امکان تحصیل محرومند. شاید بیش از نیمی از شهر موگادیشو در اثر جنگ ویران شده و چند ده هزار نفر در اردوگاه‌های مختلف زندگی می‌کنند که از حداقل امکانات بی‌بهره‌اند. یک خانواده ۷ یا ۸ نفری و یا حتی بیش‌تر در کپرهایی ۸ تا ۱۰ متری که با شاخه‌های درختان درست کرده‌اند زندگی می‌کنند. در زمینی ۵۰۰۰ متری ۴۵۰ خانواده مستقرند! در چهره اغلب ساکنین این کشور تنها یک چیز وجود دارد: رنج، خستگی و ‌اندوه!

قحطی، خشکسالی و جنگ‌های داخلی

قحطی، خشکسالی و جنگ‌های داخلی سه بلایی هستند که سال‌هاست مردم سومالی با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند. در سال ۱۹۹۱ در یکی از جنگ‌های داخلی ۳۰۰ هزار کودک به علت گرسنگی جان باختند و یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر نیز بی‌خانمان و آواره شدند و بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر نیز کشته شدند.

در سومالی اسلحه فراوان است و مرگ انسان‌ها آن‌قدر عادی شده که وقتی یک نفر کشته می‌شود، مردم به راحتی از کنار آن عبور می‌کنند!

پای‌گاه اینترنتی نوول ابسرواتور، سازمان غیردولتی آکسفام انگلیس که در زمینه امور بشر دوستانه در سومالی فعالیت می‌کند، با انتشار گزارشی اعلام کرده وضعیت مردم این کشور به حدی وخیم است که مجبورند برای یافتن آب گاهی اوقات مسافتی حدود ۷۰ کیلومتر را طی کنند و اگر موفق نشوند مجبورند ادرار خود را بخورند!

حضور رسانه‌های خبری در سومالی

بعد از حوادث سال ۱۹۹۳ که نیروهای آمریکایی در این کشور با مقاومت سرسختانه مردم روبرو و مجبور به خروج از آن‌جا شدند، دنیا این کشور را به حال خود رها کرد و سومالی به فراموشی سپرده شد، در حال حاضر به جز یک شبکه عربی هیچ شبکه‌ای خبرنگار خارجی در سومالی ندارد. این شبکه هم با ۵۰ نفر نیروی مسلح از مقر خود محافظت می‌نماید آن هم در محلی که قبلاً کاخ ریاست‌جمهوری بوده، و حضور آن‌ها هم برای پوشش محدود کنفرانس‌های خبری یا بعضی دیدارهای مسؤولان سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از پایتخت است.

منابع: خبرگزاری فارس، سایت بازتاب، «سومالی، کشوری بیگانه با آرامش»، «مردم سومالی از فرط خشکسالی گاهی مجبور به خوردن ادرار خود می‌شوند»، «کشور قبیله‌ها در سیطره محاکم»، Somali در ویکی‌پدیا


تکمیل یک گزارش در مورد انتخابات و شبکه‌های هرمی

چند روز پیش، در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۸۵، مطلبی در مورد حمایت برخی نامزدهای انتخابات از شبکه‌های هرمی نوشتم و به این نکته اشاره کردم که «مشابه این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز افتاد؛ گلدکوئستی‌ها به شدت برای موفقیت یکی از نامزدها تبلیغ می‌کردند.»همه با هم در انتخابات شرکت می‌کنیم روابط عمومی شرکت گلدکوئیست

اشاره به این موضوع به مذاق برخی گلدکوئستی‌ها خوش نیامد و سعی کردند با هر دروغ و بلوفی که می‌شود این موضوع را تکذیب کنند. مطالعه استدلال‌های ایشان خصوصاً به کسانی که به روان‌شناسی اعضای گلدکوئست علاقه دارند توصیه می‌شود.

در هر صورت با پرس و جو از دوستانم توانستم عکسی به دست آورم که قسمتی از آن را در سمت چپ مشاهده می‌کنید. تصویر کامل را هم ببینید. عکس مربوط به دفتر گلدکوئست در میدان مادر است و در روزهای قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری نهم گرفته شده است.

لینک مطلب

مدلی تصادفی برای بررسی ساختار هندسی شبکه‌های هرمی

پیش از این در مورد آمار اعضای ضررکرده شبکه‌های هرمی مطالبی نوشته‌ام. آن مطالب با این فرض بوده است که شبکه منظم رشد کند در حالی که در حالت طبیعی، رشد شبکه غیرمنظم است. بررسی مسأله در این حالت به مراتب مشکل‌تر است و در ابتدا لازم است چگونگی رشد شبکه مشتریان مدل شود. در این نوشته کوتاه مدلی برای بررسی این پدیده ارایه می‌کنم و نتایج آماری این مدل را، البته بدون ذکر اثبات، بیان می‌کنم.

در این مدل سرعت رشد شبکه و زمان اشباع بررسی نمی‌شود بلکه آن‌چه مهم است ساختار هندسی شبکه مشتریان است.

توصیف مدل

مدل ارایه‌شده، تصادفی است.

  • درخت مشتریان با یک عضو شروع می‌شود.
  • در هر مرحله یکی از اعضاء به شکل تصادفی موفق به جذب عضوی جدید می‌شود.
  • اگر عضو موفق، کم‌تر از دو بازو داشت عضو جدید را مستقیماً زیرشاخه خود می‌کند.
  • اگر هر دو بازوی عضو موفق تکمیل شده بود عضوی از اعضای بازوی سبک‌تر که هیچ زیرشاخه‌ای ندارد را انتخاب می‌کند و عضو جدید را زیر او می‌گذارد.

این مدل تصادفی تا حد خوبی مشابه همان چیزی است که در جامعه گلدکوئستی‌ها رخ داده است. اکنون این سؤال مطرح است که در چنین شبکه‌ای تعادل چند درصد اعضاء صفر است؟ تعادل چند درصد یک است؟ و ...

با توجه به ماهیت تصادفی مدل، جواب این سؤال‌ها هم تصادفی است ولی نکته بسیار جالب این است که اگر تعداد اعضای شبکه به اندازه کافی زیاد باشد جواب این سؤال‌ها دیگر تصادفی نخواهد بود:

در این شبکه از هر (۲k+۱)(۲k+۳) نفر، ۲ نفر تعادلشان k است. به بیان دیگر، از هر ۲k+۱ نفر، تنها ۱ نفر تعادلش بیش‌تر یا مساوی k است.

در شبکه منظم، که وضع بهتر است، از هر k+۱ نفر، ۱ نفر تعادلش بیش‌تر یا مساوی k است.

چند مثال ساده

در شبکه‌های دودویی، مانند گلدکوئست، اگر تعداد اعضاء زیاد باشد، مثلاً بیش از هزار نفر، آمار تعادل مشتریان به این شکل است:

  • تعادل صفر: در حالت منظم ۵۰ درصد و در حالت طبیعی ۶۶ درصد
  • تعادل کم‌تر از سه: در حالت منظم ۷۵ درصد و در حالت طبیعی ۸۶ درصد
  • تعادل کم‌تر از شش: در حالت منظم ۸۶ درصد و در حالت طبیعی ۹۲درصد
  • تعادل کم‌تر از نه: در حالت منظم ۹۰ درصد و در حالت طبیعی ۹۵ درصد
  • تعادل دست‌کم شصت: در حالت منظم ۶/۱ (یک و شش دهم) درصد و در حالت طبیعی ۸/۰ (هشت دهم) درصد
لینک مطلب

انتخابات و شبکه‌های هرمی

انتخابات مجلس خبرگان و شوراهای شهر و روستا چند روز بعد برگزار می‌شود. متأسفانه برخی افراد برای جذب رأی به فکر وعده دادن به صاحبان و اعضای شبکه‌های هرمی افتاده‌اند.

مشابه این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز افتاد؛ گلدکوئستی‌ها به شدت برای موفقیت یکی از نامزدها تبلیغ می‌کردند که البته بر خلاف خواست آن‌ها آقای احمدی‌نژاد رییس‌جمهور شد. در این مورد دو احتمال می‌توان داد. اول این که هواداران واقعی آن نامزد تصور می‌کرده‌اند حمایت گلدکوئستی‌ها می‌تواند در پیروزی آن‌ها تأثیر جدی بگذارد و به همین دلیل به گلدکوئستی‌ها وعده و وعید داده‌اند که اگر فلانی رییس‌جمهور شود شرایط فعالیت آن‌ها را فراهم خواهد کرد. حدس دوم که به نظر من منطقی‌تر است این است که گلدکوئستی‌ها از بین نامزدها کسی را که بیش‌ترین احتمال موفقیت را برایش قایل بوده‌اند انتخاب کرده‌اند تا پس از پیروزی خود را هم شریک بدانند و سعی کنند از این طریق به اهدافی برسند.شورای شهر تهران

در انتخابات پیش رو، برخی نامزدهای شورای شهر، میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان تلاش می‌کنند با حمایت از برخی شرکت‌های هرمی داخلی،‌ مانند وست‌ویژن و آسونت، برای خود رأی جمع کنند. به عقیده من کسی که از این شرکت‌ها دفاع کند یا می‌داند که از کلاه‌برداری دفاع کرده است که تکلیفش معلوم است و یا نمی‌داند. در صورت دوم یا واقعاً فکر کرده و به این نتیجه رسیده که این شرکت‌ها سالم هستند که باید برای کمی توان فکری‌اش، و یا وارد شدنش در موضوعی که در آن کم‌اطلاع است، متأسف بود و یا این که ترجیح داده فکر نکند و برای محبوب شدن نزد صاحبان و اعضای این شرکت‌ها موضعی دوستانه بگیرد. در حالت آخر هم این نامزد اگر در انتخابات پیروز شود یا به وعده‌هایش عمل می‌کند که به وضوح مضر حال جامعه است و یا وعده‌هایش را فراموش می‌کند که احتمالاً همین اتفاق در مورد دیگر وعده‌هایش هم خواهد افتاد.

لینک مطلب

آیا گلدکوئست مرده است؟

احتمالاً بسیاری از شما با استفاده از موتور جستجوی گوگل این وبلاگ را پیدا کرده‌اید. مدتی است که اگر با کمک گوگل فارسی به دنبال کلمه «goldquest» بگردید، دیگر به جای سایت شرکت، این وبلاگ و آرشیوش را در صدر خواهید یافت!

جستجو در تاریخ 13 آذر 1385

به نظر شما چرا این طور شده است؟ چند آدرس بعدی هم مربوط به تعدادی گلدکوئستی از کار افتاده است! به نظر می‌رسد این جماعت نوشتن وبلاگ و تولید انرژی مجازی هم دیگر  برایشان وقت تلف کردن است. وبلاگ زیر، که روزی نامش دیوانگان گلدکوئست بود، نمونه جالبی است:

THE END QI-IRAN

در این لحظه فقط این کلمه در این وبلاگ دیده می‌شود: Sorry

البته شبکه‌هایی مانند گلدکوئست (خارجی و داخلی) حتی در لحظات پیش از مرگ نیز برای جامعه مضرند و تا ریشه‌کنی قطعی نباید مبارزه با آن‌ها را رها کرد. این‌ها مانند کپک روی رب گوجه‌فرنگی هستند؛ اگر کمی هم باقی بمانند باز هم همه رب را آلوده می‌کنند!

لینک مطلب

پرزنت، اعتراف و همایش بررسی شبکه‌های هرمی

 جلسه پرزنت و اعترافات یک گلدکوئستی

اگر تا کنون گلدکوئستی‌ها پرزنتتان نکرده‌اند و علاقه‌مندید بدانید در جلسات پرزنت چه می‌گذرد فایل صوتی زیر را که ماه‌ها قبل در یک جلسه پرزنت ضبط شده است گوش کنید.

جلسه پرزنت: کیفیت بالا، هشت مگابایت، کیفیت پایین سه و نیم مگابایت

به طور خاص به گفتگوهای پایانی توجه کنید که چگونه گلدکوئستی‌ها از درآمدهای نجومی صحبت می‌کنند تا طمع طعمه را تحریک کنند. پرزنت مربوط به زمانی است که اولین پورسانت با تعادل ۵ پرداخت می‌شد.

فایل صوتی زیر هم مصاحبه با یک گلدکوئستی است که تصمیم گرفته به دلایلی در شبکه فعالیت نکند. مصاحبه کمی قدیمی است.

مصاحبه: کیفیت بالا، پنج مگابایت، کیفیت پایین دو مگابایت

مطالب ارایه شده در ۱۰ دقیقه آخر جلسه پرزنتی که فایلش در اختیارتان است را با تجربه‌های این گلدکوئستی کنار هم بگذارید.


تصویری از تیاتر «زیرشاخه من می‌شی؟»

سه‌شنبه، ۹ آبان ۱۳۸۵، همایش با عنوان «بررسی شبکه‌های هرمی» در دانش‌گاه صنعتی شریف برگزار شد. روزنامه شریف گزارشی دو صفحه‌ای در این مورد در شماره ۳۴۲ منتشر کرده است: صفحه اول، صفحه دوم

لینک مطلب

نتورک مارکتینگ واقعی: حذف واسطه‌ها و تبلیغ رو در رو؟!

شاید شما هم مانند من عبارت‌هایی چون «نت‌ورک مارکتینگ واقعی» به گوشتان خورده باشد. شاید شما، این بار بر خلاف من، تصور می‌کنید واقعاً چنین چیزی وجود دارد و باید ضمن مقابله با دسیسه‌های هرمی، «نتورک مارکتینگ واقعی» را پاس بداریم.

نتورک مارکتینگ واقعی یعنی چه؟

واضح است که تا تعریف این اصطلاح مبهم مشخص نشود بحث در موردش بیهوده است. تا آن‌جا که من فهمیده‌ام منظور کسانی که به وجود چنین چیزی معتقدند این است:

روش کار در نتورک مارکتینگ واقعی تقریباً همانی است که گلدکوئست استفاده می‌کند ولی در نوع سالم، جنس عرضه‌شده مصرفی و مورد نیاز مشتری است و به‌علاوه قیمت، بدون احتساب پورسانت‌ها، کم‌تر یا مساوی قیمت واقعی است. اصل این روش حذف واسطه‌ها و استفاده از تبلیغ رو در رو است. با این روش جنس ارزان، سریع، مستقیم و بدون واسطه به دست مشتری می‌رسد.

قبل از این که به بررسی این تعریف بپردازم بد نیست ببینیم سیستمی که شرکت کوئست‌اینترنشنال ارایه کرده است کدام یک از خصوصیات این تعریف را دارد و کدام را ندارد.

  • مورد نیاز بودن: سکه‌های نمادین گلدکوئست تقریباً مورد نیاز هیچ‌کدام از کسانی که به طمع پورسانت آن‌ها را خریده‌اند نیست. به‌علاوه شرکت ادعا می‌کند که کلکسیونرها مشتری واقعی سکه‌ها هستند و این خود اعترافی در تأیید مشتری نبودن اعضای گلدکوئست است. البته این که کلکسیونرها مشتری این سکه‌ها هستند هم جای بحث دارد.
  • قیمت: نرخ عرضه سکه‌ها توسط شرکت حدود ۵۰۰ دلار گران‌تر از قیمت واقعی آن‌هاست و به‌علاوه مشتری باید هزینه پست را هم که حدود ۶۰ دلار است شخصاً بپردازد. ۱۰ دلار هم برای عضویت هر سال باید پرداخت شود. البته مشتری واقعی، که شرکت می‌گوید یک کلکسیونر است، قرار است چند هزار دلاری برای این سکه هزینه کند!
  • حذف واسطه: سکه‌ها را یک شرکت آلمانی ضرب می‌کند. پس گلدکوئست واسطه است. برای دریافت سکه‌ها از پست استفاده می‌شود که آن هم نوعی واسطه است. برای دریافت سکه لازم است که کسی در یکی از کشورهای همسایه، مثلاً دوبی، واسطه شود و گاهی یکی از بالاسری‌ها هم واسطه می‌شود تا سکه به ایران برسد. بعد از همه این مراحل، سکه به دست کسی می‌رسد که خودش مشتری واقعی نیست و به او امید داده شده است که چند سال بعد می‌تواند آن را به یک کلکسیونر بفروشد. پس خود این خریدار هم در بهترین حالت واسطه است.
  • تبلیغ رو در رو: کسانی که دوست و فامیل خود را به این شبکه‌ها و خریدن سکه دعوت می‌کنند عموماً هنوز سکه خود را ندیده‌اند و هر چه می‌گویند نه تجربه شخصی که مطالبی است که شرکت و بالادستی‌ها به آن‌ها تلقین کرده‌اند. در این فعالیت آن‌چه رو در رو منتقل می‌شود اکثراً بدون آگاهی گوینده و در بسیاری موارد کذب است.
  • زمان مورد نیاز: عملاً چند ماه طول می‌کشد تا جنس به دست خریدار برسد و البته مشتری واقعی، به قول شرکت، باید چند سال صبر کند!

در نتیجه در مورد گلدکوئست، و مشابه‌های آن، باید گفت: آن‌چه خوبان همه دارند نقیضش دارد!

آیا حذف واسطه‌ها مفید است؟

تصور نادرستی که متأسفانه در ذهن بسیاری از افراد جامعه ما رسوب کرده است این است که واسطه، انگلی اقتصادی است که باعث می‌شود قیمت اجناس افزایش پیدا کند و هم تولیدکننده به حق خودش نرسد و هم مصرف‌کننده زیر بار گرانی له شود! جذابیت شعار عوام‌پسند «از تولید به مصرف» ناشی از همین تصور است.

اگر یک شهروند تهرانی بخواهد در تعطیلات نوروز با سیب سمیرم از مهمان‌هایش، که دقیقاً نمی‌داند چند نفرند پذیرایی کند به غیر از باغ‌دار به چه کسانی نیاز دارد؟ فرض کنید قرار باشد چنین کاری مستقیماً و بدون واسطه انجام شود؛ در این صورت یا باید مشتری به سمیرم سفر کند و یا باغ‌دار به تهران بیاید! به‌علاوه مشتری می‌بایست سیب‌ها را برای مدت چند ماه در سردخانه شخصی نگه‌داری کند! دیگر این که لازم است آن‌قدر سیب بخرد که مطمئن باشد در نوروز با کمبود مواجه نمی‌شود و...

خیلی مضحک و غیراقتصادی است، نه؟ به همین دلیل جامعه به انواع و اقسام واسطه‌ها نیاز دارد تا قیمت و کیفیت کالایی که به دست مشتری می‌رسد بهینه شود. واضح است که اگر جامعه خواهان برطرف کردن نیازی باشد باید برای کسانی که این نیاز را برطرف می‌کنند مزد در نظر بگیرد.

در مورد مثال ذکرشده اگر کمی فکر کنید می‌توانید واسطه‌های بسیاری را فهرست کنید که در رسیدن سیب به دست مشتری نهایی نقش دارند. واسطه می‌تواند تولیدات جزئی را در صورت نیاز تجمیع کند و یا برعکس فرآیند پخش محصول را تسهیل کند. واسطه می‌تواند فاصله‌های زمانی بین زمان تولید و زمان نیاز مشتری را پر کند. واسطه می‌توانند ریسک تولید و ریسک مصرف را کاهش دهد، واسطه می‌تواند از تخصص خود در تشخیص کالای باکیفیت استفاده کند و...

معیار سالم یا ناسالم بودن فعالیت یک واسطه چیست؟

جواب این سؤال چندان ساده نیست ولی یک واسطه سالم باید نیازی از جامعه را برطرف کند. مثلاً واسطه‌ای که با استفاده از سردخانه سیب را تا عید نگهداری می‌کند عملی مفید انجام داده ولی واسطه‌ای که شب عید حجم زیادی از همان سیب را احتکار می‌کند تا با کاهش ظاهری عرضه، سیب را با قیمتی گران‌تر بفروشد واسطه‌ای ناسالم است.

نکته حایز اهمیت این است که تعداد واسطه‌ها و یا اختلاف قیمت مبداء و مقصد به هیچ‌وجه معیار درستی برای بررسی سلامت واسطه‌گری نیست. برای خریدن سکه طلا ممکن است به هیچ واسطه‌ای نیاز نباشد و برای خریدن سیب سمیرم در شب عید ممکن است به ده واسطه نیاز باشد. این همان مغلطه‌ای است که گلدکوئستی‌ها پس از نشان دادن صفحه دوم کاتالوگ به شنونده القاء می‌کنند.

صفحه دوم کاتالوگ گلدکوئست

خودکاری به دست بگیرید و نمایش‌نامه زیر را، که گلدکوئستی‌ها آن را حفظ هستند، اجرا کنید:

هر محصول پس از تولید در کارخانه (با خودکار factory را نشان دهید) تا به مصرف‌کننده (با خودکار customer را نشان دهید) برسد از واسطه‌های زیادی عبور می‌کند (واسطه‌ها را نشان دهید)، مثل عمده‌فروش، خرده‌فروش، پخش‌کننده و مغازه‌دار. این واسطه‌های تجاری باعث می‌شوند درصد هنگفتی (80% را نشان دهید) روی قیمت اولیه اجناس (20% را نشان دهید) کشیده شود. بعضی از اجناس به دلیل مرغوبیتی که دارند مقرون به صرفه نیســت که از این واسطــه‌ها عبـور کنند و قیمتشـــان چندیــن برابــر شود. پس به زبان ساده: Network Marketing یعنی حذف این واسطه‌ها (روی واسطه‌ها خط بکشید) و رساندن مستقیم کالا از تولیدکننده به مصرف‌کننده (با خودکار مسیر factory تا customer را نشان دهید) توسط شبکه‌ای از مشتریان.

به استدلالی که در چند سطر بالا آمده توجه کنید. مرغوبیت کالا چه ارتباطی به لزوم حذف واسطه دارد؟! یعنی سران گلدکوئست که مدعی‌اند برخی دکترای اقتصاد دارند توجیه معقول‌تری برای حذف واسطه‌ها پیدا نکرده‌اند؟ البته همان‌طور که اشاره شد تعداد واسطه‌هایی که برای فروش یک سکه طلا لازم است کم‌تر از آنی است که گلدکوئست، که خود هم واسطه است، دخیل کرده است. شما سکه خود را از مغازه‌دار نمی‌خرید ولی در عوض باید ۶۰ دلار بدهید تا آن را برایتان پست کنند!

یک معیار منطقی برای این که بفهمید دنباله‌ای از واسطه‌ها میعوب یا فاسد است وجود مسیری است که بتوان به همان میزان جنس دست‌رسی پیدا کرد و این مسیر دوم از هیچ جهت بدتر از مسیر اول نباشد ولی قیمت تمام‌شده برای مشتری کم‌تر باشد. توجه کنید که مقایسه بین دو مسیر باید از جهات مختلفی انجام شود؛ میزان خرید (عمده یا جزئی)، زمان دست‌رسی، مکان تحویل کالا و... در مقایسه باید لحاظ شوند.

«ارزان‌تر از قیمت واقعی» یعنی چه؟

محاسبه قیمت یک کالا از پیچیده‌ترین مسایل اقتصادی است و اقتصاددانان حتی برداشت یک‌سانی هم از این مفهوم ندارند. با این وضع کسانی که می‌گویند فلان شرکت با روش نتورک مارکتینگ کالا را مستقیماً و با قیمتی ارزان‌تر به دست مشتری می‌رساند منظورشان چیست؟ به نظر می‌رسد که این افراد در ذهن خود دنباله‌ای از واسطه‌ها را فرض می‌کنند که جنس را با قیمت مثلاً ۱۰۰ تومان به مشتری می‌رسانند، در حالی که تولیدکننده همان مقدار جنس را مستقیماً با قیمت ۹۰ تومان به دست مشتری می‌رساند. آیا چنین چیزی ممکن است؟ در چنین شرایطی هر مشتری، با اندک بهره از عقل، به سراغ مسیر ۹۰ تومانی می‌رود. این موضوع برای واسطه‌های داستان ما نیز بدیهی است. پس چرا این افراد وقت و انرژی خود را صرف این واسطه‌گری بیهوده کرده‌اند؟! پس یا چنین چیزی تنها موضوعی خیالی است و یا این که تولیدکننده می‌خواسته مشتریانش را دچار این توهم کند که ۱۰ تومان جنس را ارزان‌تر خریده‌اند! خریداران عموماً غیر از مقایسه معیار روشن دیگری برای محاسبه «قیمت یک کالا» ندارند.

نکته دیگر این که در روشی که به آن نتورک مارکتینگ گفته می‌شود، بازاریابی‌ای که در آینده قرار است انجام شود هیچ نقشی در پر کردن جای واسطه‌های واقعی مورد نیاز ندارد. در واقع در بسیاری از موارد وجود فن‌آوری‌های جدید از جمله اینترنت باعث شده است که فاصله بین تولیدکننده و مصرف‌کننده کم‌تر شود. شبکه مشتریانی که هیچ تخصص خاصی ندارند هیچ نقشی در بهینه شدن مسیر واسطه‌ها ندارند.

تبلیغ رو در رو چیست؟

فرض کنید با دوست خود  برای گردش بیرون رفته‌اید و می‌خواهید شام بخورید. اگر دوستتان رستورانی را توصیه کند شما به سادگی پیش‌نهادش را می‌پذیرید ولی ده‌ها تبلیغ جذاب تلویزیونی و تابلوی عظیم تبلیغاتی چنین تأثیری ندارد. چرا؟

دلیل این موضوع چندان پیچیده نیست. شما دوستتان را می‌شناسید و می‌دانید که تجربه‌های خود را صادقانه در اختیار شما می‌گذارد. یعنی اگر قیمت و کیفیت غذای آن رستوران بد یا خوب باشد، در هر دو صورت، آن را به شما خواهد گفت. البته اگر همان دوست، مجری تبلیغ تلویزیونی‌ای برای آن رستوران باشد دیگر حرفش تأثیر قبل را ندارد چون می‌دانید که او با انگیزه‌های مادی این کار را می‌کند.

با همین مثال معلوم می‌شود که اگر کسی با انگیزه پورسانت دوستش را تشویق کند که محصولات شرکتی را مصرف کند لزوماً در این کار صداقت کامل نخواهد داشت. ممکن است این فرد در مورد خوبی‌های محصول دروغ نگوید ولی بسیار بعید است در حالی که به دنبال رسیدن به پورسانت است معایب محصول را هم بگوید.

شرکتی که با وعده پورسانت‌های کلان، مشتری خود را تحریک می‌کند که با استفاده از اعتماد دیگران محصولات شرکت را به فروش برساند هزینه تبلیغات خود را کاهش داده است ولی در عوض از روابط انسانی بین افراد سوء استفاده کرده است.

لینک مطلب

مقالاتی از سایت nms.ir

تعداد مقالات سایت تخصصی سیستم‌های فروش شبکه‌ای بسیار زیاد است. در این‌جا برخی را که پربارتر می‌دانم انتخاب کرده‌ام. البته مدافع صد درصد مطالب آن‌ها نیستم زیرا همه را با دقت کامل بررسی نکرده‌ام. به هر حال، شما خود می‌توانید مقالات را بخوانید و قضاوت کنید.

قوانین کشور آمریکا و کانادا در ارتباط با فعالیت‌های بازاریابی چندسطحی MLM (چهارشنبه، ۱۴ شهریور ۱۳۸۴)

  • در این مقاله وضعیت قانونی فعالیت‌های بازاریابی چندسطحی در دو کشور ایالات متحده آمریکا و کانادا مورد بررسی قرار گرفته است. در حین مطالعه این مقاله متوجه خواهید شد که نه تنها از این فعالیت‌ها حمایت نمی‌شود، بلکه به‌شدت جلوی رشد و گسترش این نوع فعالیت‌های اقتصادی ناسالم گرفته می‌شود.

گزارش مشاور ارشد کمیسیون تجارت فدرال آمریکا در ارتباط با طرح‌های هرمی قسمت اول، قسمت دوم و قسمت سوم (۱۸، ۲۴ و ۲۵ مهر ۱۳۸۴)

  • گزارش Debra A. Valentine مشاور ارشد کمیسیون تجارت فدرال آمریکا در ارتباط با طرح‌های هرمی ارائه شده در سمینار صندوق بین‌المللی پول در ارتباط با امور قانونی جاری موثر بر بانکداری مرکزی.

نشانه‌هایی برای سیستم ناسالم فروش شبکه‌ای (چهارشنبه، ۲ شهریور ۱۳۸۴)

  • این متن قسمتی از مقاله "PREPARED STATEMENT OF DEBRA A. VALENTINE, GENERAL COUNSEL FOR THE U.S. FEDERAL TRADE COMMISSION on "PYRAMID SCHEMES" است که در سمیناری در صندوق بین‌المللی پول (IMF) در ۱۳می ۱۹۹۸ ارائه شده است.

چهار دروغ درباره‌ MLM (چهارشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۸۴)

  • ترجمه‌ مقاله «Four Lies about MLM» نوشته جان میلتون، نویسنده کتاب «بهترین نتورکر دنیا».

MLMIA چیست؟ (دوشنبه، ۱۰ بهمن ۱۳۸۴)

  • MLMIA یا انجمن جهانی بازاریابان چندسطحی (MLM) یک انجمن کاملاً خصوصی است.

بازاریابى شبکه‌اى یا کلاهبردارى مرموز (شنبه، ۳۰ مهر ۱۳۸۴)

  • معرفی کتاب «بازاریابى شبکه‌اى یا کلاهبردارى مرموز» تألیف حجة الاسلام و المسلمین ابوالقاسم علیان نژادى دامغانى (حوزه علمیّه قم)

معرفی شرکت کوئست اینترنشنال (گلدکوئست) (جمعه، ۱۸ شهریور ۱۳۸۴)

  • در این مقاله شرکت کوئست اینترنشنال، شیوه بازریابی و محصولات آن معرفی شده است. هم‌چنین قیمت محصولات آن با مشابه‌هایی که دیگر شرکت‌ها عرضه می‌کنند مقایسه شده است.

My7Diamonds: نقدی بر حوادث یک سپتامبر (چهارشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۸۴)

  • احتمالاً تا به حال اسم شرکت My7Diamonds یا هفت الماس را شنیده‌اید. این شرکت برای فروش محصولات خود که الماس است از بازاریابی شبکه‌ای استفاده می‌کند. در این مقاله سعی شده با استفاده از سه شاهد بسیار ساده نشان داده شود که فعالیت این شرکت ناسالم بوده و فروش الماس تنها پوششی برای یک طرح هرمی است.

بررسی بحران روسیه (پنجشنبه، ۲۴ شهریور ۱۳۸۴)

  • صرف‌نظر از طرح هرمی دولتی GKO، بزرگ‌ترین طرح هرمی در روسیه، در دهه ۱۹۹۰ توسط شرکت MMM در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت. این شرکت بیش از ۲ میلیون نفر را درگیر و نزدیک به یک و نیم میلیارد دلار سرمایه را جمع‌آوری کرد. MMM یکی از معروف‌ترین شرکت‌هایی است که در ردیف کلاه‌برداری‌های این‌چنین (دسیسه‌های هرمی) معرفی می‌شود.

حضور و سقوط طرح‌های بازاریابی چند سطحی در آلبانی (یک‌شنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴)

  • وقایع و رویداد‌هایی که در فاصله سال‌های ۱۹۹۵ تا سال ۱۹۹۸در کشور آلبانی رخ داد، تجربه بسیار ارزش‌مندی است از گسترش و رشد بی‌رویه و قارچ‌گونه طرح‌های بازاریابی چندسطحی. تجربه‌ای که به قیمت سقوط دولت و استعفای رییس جمهور، انحلال مجلس کشور و کشته شدن ۲۰۰۰ نفر در جریان درگیری و ناامنی‌های ناشی از فروپاشی این طرح‌ها به وجود آمد.

وعده پول و ثروت (یک‌شنبه، ۱۶ مرداد ۱۳۸۴)

  • گزارشی از سایت فارسی رادیو و تلویزیون آلمان (DW-WORLD.DE, DEUTSCHE WELLE): سیستم‌هایى که اخیراً در ایران فعال شده‌اند، در کشورهاى صنعتى و غربى موضوع تازه‌اى نیستند. در آلمان نیز ...

گنج طلا یا چاه فنا! (یک‌شنبه، ۱۶ مرداد ۱۳۸۴) گوش کنید!

  • گزارشی از سایت فارسی BBC: اگر شما در ایران زندگی می‌کنید به احتمال خیلی زیاد تا حالا اسم شرکت «گلد کوئست» به گوشتون خورده و بهتون گفته شده که ...

از کارم استعفا دادم تا برای گلدکوئست بازاریابی کنم (یک‌شنبه، ۱۰ مهر ۱۳۸۴)

  • مقاله‌ای از سایت فارسی BBC: جریان عضویت من در گلدکوئست از اونجایی شروع شد که یکی از بهترین دوستانم با من تماس گرفت و برای کاری با درآمد خوب از من دعوت کرد.

قانون کپی‌رایت چیست؟ آیا این قانون شامل تصاویر افراد هم می‌شود یا نه؟ (یک‌شنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴)

  • برای پاسخ به این سؤال بهتر است ابتدا کمی در مورد تاریخچه و متن قانون کپی‌رایت اطلاعاتی داشته باشیم.
لینک مطلب

خاطرات یک گلدکوئستی

امروز تصادفاً به وبلاگ یک نتورکی شکست‌خورده برخوردم و بد ندیدیم شما هم با تجربیات این فرد آشنا شوید. نکته تأسف‌برانگیز این است که این شرکت‌ها آن‌چنان روی مغز اعضایشان کار کرده‌اند که بسیاری به ذهنشان هم خطور نمی‌کند که ریشه همه ناکامی‌هایی که دچارش شده‌اند خود شرکت است.

در صدر وبلاگ یادشده آمده است:

خدا حافظ

در مدتی که در خدمت شما دوستان بودم، بدون در نظر گرفتن منافع شخصی تمام آنچه را که آموختم و دیدم و تجربه کردم در وبلاگ آوردم و کسانی که احتیاج به راهنمایی دارند می‌توانند کلیه اطلاعات لازم را در این وبلاگ به دست آورند. به کسانی که در نتورک کار کردند توصیه انصاف و مروت دارم و به آنها که می‌خواهند تازه وارد شوند توصیه دقت و بررسی تمام جوانب را دارم تا شرمنده خود و کسانی که وارد می‌کنند نشوند . ثروت را می‌توان هر زمان به دست آورد اما وجدان، شرافت و اعتبار چیزی است که اگر از دست رفت دیگر قابل تجدید نیست. من خود از افرادی هستم که در نتورک شکست خوردم و هیچ زمان خودم را به سبب وارد کردن افرادی از عزیزترین کسانم نخواهم بخشید زیرا من فقط پول را دیدم و نتوانستم افراد را به درستی ساپورت کنم. نتورک یعنی حمایت ۲۴ ساعته و امکان زیردست‌گذاری برای افرادی که با اعتماد به شما وارد می‌شوند اما نمی‌توانند کسی را به سیستم معرفی کنند.

این وبلاگ دیگر به روز نخواهد شد!

و در حاشیه وبلاگ آمده است:

در زمانی که تمامی نیروهای استبداد سرمایه‌داری برای برده‌داری افراد بشر با هم متحد شده‌اند برای افرادی که از داشتن سرمایه محروم هستند و حاضر نیستند مطیع غرایز سرمایه‌داران باشند چاره‌ای جز نتورک‌مارکتینگ نیست تا خود را از این زندانی که به وسعت تمامی دنیا ساخته شده نجات دهند! حال سوال اینجاست که شما جز کدام گروه هستید!؟

توهم بیداد می‌کند! خاطراتی که آن هم سرشار از حسن‌ظن بی‌جا به شرکت است را در زیر بخوانید. البته همانطور که گفتم برخی مطالب آن مورد تأیید و صحیح نیست.

تمامی مطالب این داستان بر اساس واقعیت اس و هیچگونه تهمت و افترایی در کار نیست. من اگرچه خودم یک نتورکر می‌باشم (حداقل خودم چنین تصور می‌کنم!) اما با بسیار از عملکردها و طرز تفکر به اصطلاح لیدرها از ابتدا مخالف بودم ولی از آنجا که در گلدکوئست لیدرها را به درجه خدایی رسانده بودند! نتوانستم با روش خودم کار کنم! به اعتقاد من کوئست نتورک بزرگی بود اما به دلیل عملکرد بد و کج فهمی لیدرهای ایرانی خود متوقف شد!

من به لیدری احترام می‌گذارم که به گفته استاد بزرگ و مورد احترام من "جو فابریگاس" خود را فراموش کرده و به زیرمجموعه‌ها فکر کند.

... ده ماه پیش مثل همه شما ازطریق یکی از آشنایان به صورت بسیار مرموز به منزل ایشان دعوت شدم. اگرچه تا آن روز در هیچ نتورکی present نشده بودم اما به سبب اطلاعات ناقص و اغلب نادرست مطبوعات دید کاملاً منفی نسبت به گلدکوئست داشتم زیرا فکر می‌کردم این کار نوعی کلاه کلاه کردن است!! علی‌رغم اینکه تقریبا می‌دانستم برای چه منظوری دعوت شدم به دلیل رودربایستی که با دعوت‌کننده داشتم مجبور به قبول دعوت شدم!

خیلی سریع معرفی کار شروع شد. من بیش از ۹۰٪ مطالبی را که پرزنتور گفت را متوجه نشدم! بعدها وقتی که خودم پرزنتور شدم این امر برای من مسجل شد که بیشتر افراد شرایط من را دارند و صرفا برای رفع تکلیف و رهایی از شر وراجی پرزنتور سرشان را به علامت تایید تکان می‌دهند!

پس از حدود پنجاه دقیقه پرزنتور رفت. نفس راحتی کشیدم! فکر کردم کار تمام شده اما تازه کار اصلی شروع شده بود! فردی که روبروی من نشسته بود شروع به شمارش مزایای ورود به گلدکوئست کرد. نزدیک سه ساعت صحبت کرد. از آنجا که من کاملاً منفی بودم فقط دنبال مچ‌گیری می‌گشتم و می‌خواستم حال طرف را بگیرم! اما مگر می‌شد. من هرچه می‌پرسیدم طرف یک جواب دندان‌شکن داشت. طوری از درآمدزایی سیستم حرف می‌زد که من پیش خودم فکر کردم من عجب آدم خنگی هستم که حاضر به قبول درآمدزایی آن نیستم! بعدها متوجه شدم خود طرف آن شب که من را follow می‌کرد مدتی بود به دلیل عدم تعادل در پیش روی دو دستش کار را رها کرده بود و فقط برای آنکه بالاسریها ecard هایش را به ریال تبدیل کنند آن شب آنجا بود!!

ساعت دوازده و نیم شب بالاخره طرف رضایت داد و رفت! سرم از درد داشت می‌ترکید. خواستم خداحافظی کنم این بار میزبان شروع کرد به موعظه! پس ازحدود نیم ساعت ختم جلسه اعلام شد! دیگر داشتم از خستگی و سردرد می‌مردم. به خودم هزار بار لعنت فرستادم که چرا این دعوت را اصلاً قبول کردم! نمی‌دانم این آموزش‌ها را کجا دیده‌اند؟! پاتمن می‌گوید: "انسان بیش از بیست دقیقه نمی‌تواند روی یک موضوع تمرکز کند". ازهمه جالب‌تر این بود که خود را بهترین گروه ایران هم می‌دانستند!! هم آنجا جواب نه را دادم و خیالم را راحت کردم!

تا صبح از سردرد خوابم نبرد. صبح رفتم سراغ اینترنت و شروع کردم به جستجوی اطلاعات در مورد گلدکوئست.

تقریباً از هر صد نظر، نود نظر موافق این سیستم بود و ده نظرمخالف. کمی شک کردم. نزدیک ظهر میزبان دیشب ما زنگ زد. گفت که برای دیدن ما می‌آید. گفتیم اگر راجع به مسائل شب قبل است، جواب ما همان است.

گفت نه برای مطلب دیگری می‌خواهد ما را ببیند.

آموزش follow بعد از present را خوب دیده بود. بالاخره پس از vision سازی‌های متعدد برای ما، دل را به دریا زدم و تصمیم گرفتم وارد گلدکوئست بشم. من آدم انزواءگرایی بودم و با افراد کمی ارتباط داشتم و این موضوع را به آنها هم گفتم، جواب دادند این کار نیاز به ارتباطات ندارد و استراتژی خاص خودش را می‌طلبد که پس از دیدن آموزشها خودم متوجه خواهم شد، پس قرار خرید را برای فردا گذاشتیم.

روز خرید دو محصول را انتخاب کردیم یکی گردنبند Diamond charm pendant(DMCP8) به قیمت ۹۹۰ دلار به‌علاوه ۶۰ دلار شیپینگ و سکه Parthenon commemorative coin(PTNC2) به قیمت ۵۲۰ دلاربه‌علاوه ۶۰ دلار شیپینگ که مجموعا ۱۶۳۰ دلار شد. از آنجا که حقوق‌بگیر بودم هزینه سنگینی بود اما برای تغییر زندگی و رسیدن به اهداف خاک گرفته‌ام اصلاً ارزش نداشت!!

به من گفتند حتی اگر بر فرض محال موفق هم نشم که تقریباً غیرممکن است چون آنها حداقل یک دست من را پیش خواهند برد! می‌توانم با فروش محصولات خریداری‌شده حداقل ۵۰٪ مبلغ سرمایه‌گذاری را به دست آورم!! اما الان متوجه شدم حتی اگر بر فرض محال این محصولات به دست من برسند با کسر مبلغی که برای آوردن محصولات کسر می‌شود چیزی حدود پنجاه هزارتومان شاید نصیبم شود! عجب صداقتی می‌گویند اساس گلدکوئست صداقت است! حیف که نمی‌تونم بخندم و گرنه حتماً این کار را می‌کردم!

خلاصه کنم آموزشها پنج روز طول کشید. CD3 و CD هشت سنگ‌بنای موفقیت واقعاً بی‌نظیراند. هرکس که بتواند مطالب طرح‌شده در این دو CD را مو به مو اجراء کند نه تنها خودش موفق خواهد شد بلکه تمامی افراد گروهش هم موفق خواهند شد.

مسخره‌ترین بخش آموزش‌ها در آوردن زمان رسیدن به اهداف بود که لیدرها سر یک ماه دیرتر یا زودتر رسیدن من به این اهداف با هم مشاجره می‌کردند و چندین با مجبور شدند محاسبات خود را اصلاح کنند!! طبق این محاسبات من الان باید یکی از پولدارهای شهر باشم اما هرچه جیبم را نگاه می‌کنم جز بدهی و مقدار زیادی تار عنکبوت چیزی پیدا نمی‌کنم!!

Present های من شروع شدند. نفر اول برادر بزرگم بود اما قبول نکرد. رفتم سراغ برادر کوچکم. از آنجا که فاقد استقلال مالی بود به همراه پدرم دعوت شدند. برخلاف تصور من خیلی راحت قبول کردند فقط ماند مشکل مالی! تمام پس‌انداز پدرم یک میلیون تومان بود از او خواستم این مبلغ را به عنوان قرض به برادرم بدهد چون با مطالبی که به من آموخته بودند حداکثر تا شش ماه می‌توانستیم کلی درآمد داشته باشیم و قرض برادرم را اداء کنیم! سیصد هزار تومان از باقیمانده پول را من تقبل کردم و مابقی را هم مادرم از پس‌انداز خود تهیه کرد. من کل اعتبار سی و چند ساله‌ام را درخانواده سر این کارگذاشتم. پدرم بعد از چند ماه با پوزخند به برادرم می‌گفت: تو هنوز احمق‌های خودت را پیدا نکردی؟!!

Present های سوم و چهارم بی‌نتیجه بود. پنجمین present همکار ده ساله‌ام بود. او هم با اینکه در زندگی هیچگاه ریسک نکرده بود با کمال تعجب وارد شد.

من طبق stage در یک ماه توانستم دو نفر خود را وارد کنم. این اتفاقی بود که در اواخر شهریور سال 84 رخ داد. مدام از رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها برعلیه کمپانی تبلیغ می‌شد و زمزمه‌هایی شنیده می‌شد که طرح ممنوعیت فعالیت کمپانی به مجلس خواهد رفت، اما لیدرها می‌گفتند اینها موج سوم است و می‌گذرد!! اصلاً توجه نکنید تا می‌توانید present بگذارید و درمورد افراد پیش‌داوری نکنید!!

جالب این بود درجلسات گروهی لیدرهایی که از فعالیت امثال من به نان و نوایی رسیده بودند برای ما فخرفروشی می‌کردند و خود را انسانهایی فوق‌بشری با اراده فولادین می‌نامیدند و حتی گاهی ما را مورد تمسخر قرار می‌دادند که یک بار من اعتراض کردم به من گفتند اینها حاشیه است و شما نباید وارد آن شوید! اما دلیل اصلی همان بود که در ابتدا گفتم "درگلدکوئست به لیدرها منصب خدایی داده بودند".

برادرم خیلی سریع به این نتیجه رسید که نمی‌تواند فعالیت کند یعنی بعد از سه present. همکارم نیز شش present بی‌نتیجه داشت. آقایانی که در ابتدا قول مساعدت داده بودند دوباره آمدند سراغ من و از من خواستند دوباره present بگذارم. بعد از حدود پنج معرفی کار دیگر، دوست دوران دانشگاه و همکار پانزده ساله‌ام را دعوت کردم. او هم اصلاً اهل ریسک نبود اما درکمال تعجب کار را پذیرفت و فردای همان روز پول خرید را آماده کرد. او را زیرمجموعه همکار دیگرم قراردادیم تا انگیزه پیدا کند که واقعاً هم پیدا کرد و present بعدی او ورودی شد. این اتفاقات هم در اواخر آبان ماه اتفاق افتاد یعنی در اوج تبلیغات ضدکوئستی!

تمامی لیدرها می‌دانستند رشد کوئست کند یا متوقف شده اما به زیرمجموعه‌ها به بهانه Negativedown خبر نمی‌دادند و با این بهانه سعی می‌کردند وجدان معذب خود را تسکین بدهند!

بعد از آن ما در همین دست کوچک بیش از پنجاه present برگزار کردیم و خدا می‌داند چه وعده‌ها به مردم می‌دادیم. به ما گفته بودند با ایمان صحبت بکنید تا همه حرفهایتان را باور کنند. اگر پول برای ورود نداشتند از آنها بخواهید طلای زنهایشان را بفروشند و یا سه ماهه قرض بگیرند و یا ماشینشان را بفروشند و... اصلاً درمورد افراد قضاوت نکنید و همه را present کنید!!

خدایا از تو ممنونم که دیگر کسی ورودی نشد. همه جور آدمی را present کردیم. از راننده، بقال، معلم، بنگاه‌دار، کارگر ساختمانی، مهندس، زن، مرد، پیرمرد شصت‌ساله و... آقایان می‌خواستند در واپسین لحظات عمر کمپانی پورسانت تعادل‌های باقیمانده خود را به بهای بدبختی عده‌ایی که به امید آینده بهتر تمام پس‌انداز چندین ساله خود را برای ورود به سیستم خرج می‌کردند؛ به دست آورند!!

هیچ کس جز درحد شعار به من کمک نکرد. می‌گفتند اینجا به کسی پول مفت نمی‌دهند اما قبل از وارد شدن به سیستم می‌گفتند کار آسانی است شما وارد شوید اگر نتوانستید فول ساپورت می‌شوید و ما به شما کمک خواهیم کرد و حداقل یک دست شما را پیش خواهیم برد! درحالی که من تا زمانی که ورودی داشتم چون پورسانت آقایان تأمین بود کاری انجام نمی‌دادند. بارها از زبانشان در مورد افراد زیرمجموعه خودم شنیدم که می‌گفتند فلانی اصلاً مهم نیست ولی ممکن است از زیردستش کسی وارد شود که دست را به اصطلاح بترکاند! و مطمئن بودم درغیاب من هم همین صحبت‌ها می‌شد!!

هر شب کابوس می‌بینم و حسرت اعتبار از دست رفته خود دربین فامیل، دوستان و همکاران رامی‌خورم! من نتورک را کاملاً قبول دارم اما نه نتورکی که بر مبنای تخیلات و فریب افراد باشد. کمپانی گلدکوئست و صنعت نتورک را عده‌ای انسان کج‌فهم و بدکردار و کذاب به بدنامی کشیدند.

امروز راه سختی پیش روی افرادیست که می‌خواهند به صورت اصولی و انسانی از این صنعت بهره مند گشته و اعتماد عمومی را دوباره به سوی این صنعت و تجارت پرسود جلب نمایند.

با آرزوی موفقیت برای تمام انسانهایی که به اخلاق قبل از پول می‌اندیشند.

لینک مطلب

سؤال‌هایی از شورای نگهبان

مطالب زیر از سایت رسمی شورای نگهبان نقل شده است. با توجه به طولانی بودن متن اصلی برخی از پاسخ‌ها را خلاصه کرده‌ام. اگر می‌خواهید متن کامل را ببینید به آدرس اصلی مراجعه کنید.

ناگفته نماند که به نظر من بهتر است انسان چنین مسایلی را به‌طور علمی و منطقی نیز بررسی کند و به دانستن قانون و یا احکام شرعی اکتفا نکند. 


 

پاسخ به چند پرسش در مورد شرکت‌های هرمی

در پی اظهار نظر شورای نگهبان در مورد مصوبه مجلس شورای اسلامی پیرامون ممنوعیت فعالیت شرکت‌های هرمی، کاربران سایت اینترنتی شورا از طریق پست الکترونیکی سؤالات متعددی مطرح کردند که گروه اقتصادی مرکز تحقیقات شورای نگهبان به این سؤالات پاسخ داده است.

  • طرح ممنوعیت فعالیت شرکت‌های هرمی از سوی چه ارگانی و با چه هدفی ارائه شده است؟

... هدف از ارائه این طرح، مقابله با فعالیت شرکت‌های زنجیره‌ای (که با انجام فعالیت‌های اقتصادی منشأ ضرر و زیان اقشار مختلف مردم شده و با روال غیرشرعی به ارائه فعالیت‌های غیرتولیدی می‌پردازند و مقادیر هنگفتی از ثروت ملی کشور را به خود اختصاص داده و زیان‌های جبران‌ناپذیری را به بدنه اقتصادی کشور وارد می‌سازند)، صیانت از فعالیت‌های اقتصادی سالم و حمایت از رقابت منصفانه بود.

  • منظور از عدم مغایرت طرح ممنوعیت فعالیت شرکت‌های هرمی با موازین شرع و قانون اساسی چیست؟ آیا فعالیت این شرکت‌ها ممنوع است؟ و آیا جرم محسوب می‌شود؟

منظور از عدم مغایرت طرح‌ها و لوایح مصوب مجلس با شرع و قانون اساسی این است که طرح یا لایحه مصوب مجلس (پس از بررسی از سوی شورای نگهبان) مغایرت و مخالفتی با موازین شرعی و اصول قانون اساسی ندارد. به این معنا که ... طبیعتاً ضرورتی ندارد که فعل یا حق یا ترک فعل مطروحه سابقه‌ای در فقه یا نظام حقوقی کشور داشته باشد.

... پس از اعلام نظر شورای نگهبان به مجلس شورای اسلامی و اعلام‌ مصوبه مجلس به رئیس‌جمهور، این مصوبه ابلاغ شده و به عنوان قانون، لازم‌الاجرا گردیده است.

بر این اساس، ... کسانی که مبادرت به فعالیت در این شرکت‌ها می‌کنند، تحت تعقیب و مجازات قضایی قرار خواهند گرفت.

مصوبه مجلس در این خصوص که به تأیید شورای نگهبان هم رسیده به قرار زیر است:

ماده واحده

۱. یک بند به عنوان بند (ز) و یک تبصره به ماده (۱) قانون مجازات اخلالگران در نظام  اقتصادی کشور مصوب ۱۹/۹/۱۳۶۹ الحاق می‌شود:

ماده ۱. ارتکاب هر یک از اعمال مذکور در بندهای ذیل جرم محسوب می‌شود و مرتکب به مجازات‌های مقرر در این قانون محکوم می‌شود: ...

ز. تأسیس، قبول نمایندگی و عضوگیری در بنگاه، مؤسسه، شرکت یا گروه به منظور کسب درآمد ناشی از افزایش اعضا به نحوی که اعضای جدید جهت کسب منفعت، افراد دیگری را جذب نموده و  توسعه زنجیر یا شبکه انسانی تداوم یابد.

تبصره. پرونده‌هایی که قبل از تصویب این قانون تشکیل شده است برابر قوانین قبل رسیدگی می‌شود.

...

ماده ۲. هر یک از اعمال مذکور در بندهای ماده (۱) چنانچه به قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران و یا به قصد مقابله با آن و یا با علم به مؤثر بودن اقدام در مقابله با نظام مزبور چنانچه در حد فساد فی‌الارض باشد مرتکب به اعدام و در غیر این صورت به حبس از پنج تا بیست‌ سال محکوم می‌شود و در هر دو صورت دادگاه به عنوان جزای مالی به ضبط کلیه اموالی که از طریق خلاف قانون به دست آمده باشد حکم خواهد داد.

دادگاه می‌تواند علاوه بر جریمه مالی و حبس، مرتکب را به ۲۰ تا ۷۴ ضربه شلاق در انظار عمومی محکوم نماید.

تبصره ۱. در مواردی که اخلال موضوع هر یک از موارد مذکور در بندهای هفتگانه ماده ۱ عمده یا کلان یا فراوان نباشد، مرتکب حسب مورد علاوه بر رد مال به حبس از شش ماه تا سه سال و جزای نقدی معادل دو برابر اموالی که از طرق مذکور به دست آورده محکوم می‌شود.

  • دلایل شورای نگهبان برای تأیید مصوبه مجلس چیست؟ چرا شورای نگهبان ابتدا این مصوبه را رد کرد و سپس تأیید کرد؟

دلیل شورای نگهبان برای تأیید مصوبه یاد شده‌، صرفاً عدم مغایرت آن با موازین شرع و قانون اساسی بوده است؛ چرا که ....

دلیل مخالفت شورای نگهبان در مصوبه اول مجلس نیز وجود ابهام در بند (ز) ماده واحده بود. این بند، «هرگونه تأسیس، قبول نمایندگی، عضوگیری و ثبت‌نام در بنگاه، مؤسسه، گروه یا فهرست اسامی با وعده کسب درآمد ناشی از افزایش اعضا به صورت شبکه‌ای، خواه از طریق عرضه کالا یا خدمات یا اجبار به خرید کالا یا دریافت حق عضویت یا شیوه‌های مشابه دیگر خواه از طریق جلب مشتریان به عنوان بازاریاب یا به هر عنوان دیگر با وعده دریافت کالا یا خدمات رایگان یا به قیمتی کمتر از قیمت واقعی یا دادن درصد (پورسانت) یا توزیع جایزه» را به عنوان معاملات باطل تلقی کرده و جرم دانسته بود.

به نظر شورای نگهبان، از آنجا که احتمال شمول حکم بند (ز) به معاملات صحیح شرعی و قانونی نیز وجود داشت، این بند مبهم بوده و باید از آن رفع ابهام می‌شد. پس از رفع ابهام و اصلاح این بند (همان‌گونه که در پاسخ به پرسش دوم آمد)، مصوبه مذکور مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفت.

  • آیا این ممنوعیت فعالیت شامل همه شرکت‌های هرمی است؟ به عبارت دیگر آیا طبق این قانون، اساساً تجارت الکترونیکی در ایران ممنوع شده؟ یا نه نظام از تجارت الکترونیکی حمایت می‌کند؟

با توجه به مصوبه مجلس، ممنوعیت فعالیت تنها شامل مؤسسات و شرکت‌هایی است که ویژگی مذکور در بند (ز) ماده (۱) مصوبه را داشته باشند. بر این اساس، تجارت الکترونیک در چارچوب قوانین و  مقررات جمهوری اسلامی ایران (به خصوص قانون تجارت) نه تنها هیچ منع قانونی ندارد، بلکه از آن حمایت نیز می‌شود.

  • این قانون شامل چه شرکت‌هایی می‌شود؟ شورای نگهبان وظیفه و یا امکاناتی برای انتشار اسامی شرکت‌ها دارد یا خیر؟ و اصولاً اطلاع‌رسانی در رابطه با طرح ممنوعیت فعالیت شرکت‌های هرمی بر عهده چه سازمانی است؟

 ... به موجب قانون، شورای نگهبان هیچ وظیفه‌ای در خصوص انتشار اسامی شرکت‌‌های مجاز یا غیرمجاز ندارد و اطلاع‌رسانی در این زمینه در حیطه وظایف و اختیارات قوای مجریه و قضائیه (با توجه به وظایف قانونی آن‌ها) است. البته رسانه‌های ارتباط‌جمعی به خصوص صدا ‌و سیما نیز در این زمینه می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند.

  • چرا با وجود این قانون همچنان برخی شرکت‌های هرمی به فعالیت خود ادامه می‌دهند؟ مرجع برخورد با متخلفان و همچنین پاسخ‌گویی به سؤالات مردم کیست؟ چه نهادی مسؤول است؟ قوه مجریه یا قوه قضائیه؟

این مصوبه به تازگی به تأیید شورای نگهبان رسیده و ابلاغ و اجرای آن کمی به طول می‌انجامد. البته باید توجه داشت که از زمان تصویب این قانون، فعالیت چنین شرکت‌هایی ممنوع بوده و قوه قضائیه عهده‌دار وظیفه رسیدگی به تخلفات آن‌ها محسوب می‌شود.

  • فعالیت در این شرکت‌ها خسارات زیادی به برخی از خانواده‌‌ها وارد کرده است، مسؤول جبران این خسارات کیست؟

با گسترش فعالیت این دسته از شرکت‌ها در سال‌های اخیر و وارد شدن خسارات فراوان معنوی و مادی به برخی خانواده‌ها، خوشبختانه در این زمینه اطلاع‌رسانی مناسبی از طریق رسانه‌ها به خصوص رسانه ملی صورت گرفته است. بر اساس قانون یاد شده، هر فردی که از این شرکت‌ها شکایتی دارد، می‌تواند از طریق سیستم قضایی دادخواهی نماید. اما به هر حال باید توجه داشت که دست‌های ناپاک در جامعه همیشه در صدد سوءاستفاده از سادگی مردم و سلب امنیت اقتصادی جامعه هستند. به همین دلیل علاوه بر مسؤولیت دستگاه‌های ذی‌ربط در امر نگاهبانی از ثبات و امنیت اقتصادی جامعه، مهم‌ترین مسؤولیت بر دوش خود مردم است که با دقت‌نظر و آگاهی دست به فعالیت اقتصادی بزنند و از ورود به فعالیت‌های اقتصادی به ظاهر پول‌ساز و پرمنفعت امّا مبهم خودداری کنند.

توصیه ما به خانواده‌ها و به خصوص جوان‌های عزیز عدم وارد شدن در چرخه غیرمشروع و غیرقانونی شرکت‌هایی از این دست است که چیزی جز خسارت معنوی و مادی برای آن‌ها به همراه ندارد.

  • فتاوای مراجع عظام تقلید در خصوص همکاری و معامله با شرکت‌های هرمی از قبیل گلدکوئیست چیست؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مقام معظم رهبری): «معامله به شیوه مذکور صورت شرعی ندارد و جایز نیست.»

حضرت آیت‌الله فاضل‌لنکرانی: «چنانچه پورسانت را به عنوان حق‌الزحمه به افراد پرداخت نمایند اشکال ندارد، اگر چنین اموری مربوط به یهودی‌های اسرائیل باشد، جایز نیست.»

«جواب مزبور (پاسخ قبلی) در موردی است که عملیات این شرکت‌ها علاوه بر نکات مذکوره در استفتاء موجب ضرر اقتصادی بر جامعه نباشد، اما در فرضی که اخلال در نظام اقتصادی به وجود آورد، جایز نیست.»

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی: «متأسفانه اینگونه شرکت‌ها اخیراً به نام‌های مختلف در کشور ما ایجاد شده و اموال زیادی را از افراد ناآگاه به غارت برده‌اند این کار در واقع یک نوع لاتار محسوب می‌شود و شباهت زیادی به قمار دارد و مشمول آیه شریفه «لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل» می‌باشد و از همه بدتر این است که شرکت‌های خارجی درآمد آن را به صورت دلار به خارج می‌برند. در بسیاری از استان‌ها که متوجه حرکت مرموز اینگونه شرکت‌ها زیر پوشش فعالیت اقتصادی و حتی گاهی به نام‌های مقدس مذهبی شده‌اند، از طرق قانونی آن را تعطیل کرده و مؤسسان را تحت تعقیب قرار داده‌اند. امیدواریم مسؤولان کشور تصمیم قاطعی درباره این‌گونه شرکت‌ها بگیرند و اموال مردم را به آن‌ها برگردانند. سودهایی که عاید بعضی از واسطه‌ها در این چرخه ناسالم اقتصادی می‌شود حرام است و باید به مال‌باختگانی که در رده‌های آخر قرار دارند بدهند و اگر آن‌ها را نمی‌شناسند به عنوان مجهول‌المالک به فقرا و نیازمندان بدهند.»

حضرت آیت‌الله نوری همدانی: «همکاری با چنین شرکت‌هایی جایز نیست.»

حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی: «این مورد مکرر و به اشکال مختلف مطرح شد و جواب داده‌ایم که درآمد حاصل از این طریق در لسان شرع مقدس اکل‌المال بالباطل و حرام است.»

حضرت آیت‌الله سیستانی: «ورود در این‌گونه معاملات جایز نیست.»

لینک مطلب

GoldQuest و IMO

IMO مخفف International Mathematical Olympiad است. در ایران هرساله دانش‌آموزان دبیرستانی برای عضویت در تیم ملی المپیاد ریاضی مراحل سختی را پشت سر می‌گذارند تا در نهایت تیمی ۶ نفره راهی این مسابقات شود.

این مسابقات معتبرترین مسابقه بین‌المللی دبیرستانی در شاخه ریاضیات است.

تابستان سال گذشته (۲۰۰۵ میلادی) چهل و ششمین المپیاد بین‌المللی ریاضی در کشور مکزیک برگزار شد و ایران توانست با کسب دو مدال طلا و چهار مدال نقره در بین ۹۱ کشور شرکت‌کننده پس از چین، آمریکا و روسیه به رتبه چهارم جهان دست پیدا کند.

روش طرح سؤالات به این صورت است که هیأت ژوری، متشکل از سرپرستان اول کشورهای شرکت‌کننده، هر ساله از بین مجموعه‌ای متشکل از حدود سی مسأله، شش مسأله امتحان را انتخاب می‌کند. این مجموعه چند ماه قبل توسط کشورهای شرکت‌کننده ارسال می‌شود. البته تمام کشورها در این زمینه فعال نیستند و سال گذشته، طبق گزارش هیأت برگزارکننده، چهل و دو کشور ۱۲۷ مسأله ارسال کرده بودند که از بین این مسایل ۲۷ مسأله انتخاب شده بود. به این مسأله‌ها اصطلاحاً short list می‌گویند. سه مسأله از شش مسأله ارسالی ایران نیز در این مجموعه آمده بود. کشورهای شرکت‌کننده اخلاقاً ملزمند مسأله‌های پیشنهادی را تا برگزاری مسابقه مخفی نگه دارند و تا یک سال مسأله‌های short list را افشاء نکنند تا در مسابقات داخلی از آن‌ها استفاده شود.

خوب! این‌ها چه ربطی به گلدکوئست دارد؟!

یکی از آن سه مسأله‌ای که از ایران وارد short list شده بود را من طرح کرده بودم و موضوعش شرکتی شبیه گلدکوئست بود! بیان صورت مسأله برای کسانی که با ادبیات گلدکوئست آشنا هستند ساده است:

  • اگر شبکه گلدکوئست n مشتری داشته باشد تعداد کسانی که تعادلشان دست‌کم k است کم‌تر از n تقسیم بر k+1 است.

توجه کنید که شبکه گلدکوئست لزوماً منظم رشد نمی‌کند و مسأله بالا در حالت کلی مطرح شده است نه فقط وقتی شبکه منظم است. این مسأله در حد مسأله‌های ساده المپیاد جهانی است. اگر اهل مسأله ریاضی هستید سعی کنید حلش کنید.

short list چهل و ششمین المپیاد را می‌توانید در این آدرس پیدا کنید. مسأله‌ای که در بالا آمد دومین مسأله ترکیبیات، یعنی C2، است. ظاهر صورتی که در آن‌جا آمده کمی با این که این‌جا گفتم تفاوت دارد ولی محتوا همان است:

7. C2 (IRN) Let k be a fixed positive integer. A company has a special method to sell sombreros. Each customer can convince two persons to buy a sombrero after he/she buys one; convincing someone already convinced does not count. Each of these new customers can convince two others and so on. If each one of the two customers convinced by someone makes at least k persons buy sombreros (directly or indirectly), then that someone wins a free instructional video. Prove that if n persons bought sombreros, then at most n/(k + 2) of them got videos.

چهل و هفتمین المپیاد ریاضی

امسال چهل و هفتمین المپیاد بین‌المللی ریاضی در کشور اسلونی برگزار می‌شود. تیم ایران این روزها در اسلونی به سر می‌برد.


 خبری درباره کلاه‌بردار وطنی، آسونت

خبر «دستگیری ۲۷۰ عضو یک شرکت هرمی در مشهد» را در سایت بازتاب ببینید. امیدوارم روزی برسد که فقط دو گروه مایل به عضویت در این شبکه‌ها باشند: کلاه‌بردارها و احمق‌هایی که می‌خواهند مخشان آکبند بماند!

لینک مطلب

درخت پول

سه‌شنبه هفته پیش (۹ خرداد ۱۳۸۵) شبکه سوم سیما قسمت اول برنامه‌ای به نام درخت پول را پخش کرد که موضوعش گلدکوئست بود. گنجاندن قسمت‌هایی از کارتون پینوکیو آن را جذاب‌تر کرده بود.

قسمت کوتاهی از برنامه:

خانم عضو گلدکوئست: ...من هم دانشگاه آزادی! خرج دانشگاه از اون طرف، خرج کتاب، دفتر، این ور، اون ور! خوب دوست داشتم حداقل بتونم روی پای خودم وای‌سم، اگر هم پول‌دار نمی‌شم. چه‌قدر هم پیش خودم فکر کرده بودم به کیا کمک کنم تو این مدت! که متأسفانه پولم رو از دست دادم!

روباه مکار: می‌دونی پیره‌مرده بدش نمی‌آد دیگه کار نکنه. وقتی تو پول‌دار بشی و با یه کیسه پول برگردی خونه، وای که چه‌قدر خوش‌حال می‌شه! اون دیگه خیلی ضعیف و پیر شده، باید کاری کنیم که خوش‌حال بشه. حالا راضی شدی؟

پینوکیو: اووووم!

اگر می‌خواهید این برنامه را ببینید می‌توانید از دو لینک زیر استفاده کنید:

اگر می‌توانید فایل برنامه را تهیه کنید و در اختیار دیگران قرار دهید.

لینک مطلب

چه خبر؟

مدتی است که چیزی ننوشته‌ام. دلیل اصلی‌اش این است که در مورد بازاریابی چندسطحی تقریباً هر چه می‌دانستم نوشته‌ام و کف‌گیرم به ته دیگ خورده است! امیدوارم کسانی که به این وبلاگ سر می‌زنند و تصور می‌کنند که گلدکوئست و مشابه‌های داخلی‌اش نوعی تجارت هستند کمی وقت صرف کنند و مقالات را به دقت مطالعه کنند.

فعالیت وبلاگ‌های گلدکوئستی هم کاهش پیدا کرده است. شنیده‌ام تعدادی از سرشاخه‌ها شناسایی شده‌اند و آن‌هایی که هنوز به خارج فرار نکرده‌اند دستگیر و سپس با وثیقه آزاد شده‌اند. نمی‌دانم ابعاد این دستگیری تا چه حد بوده است.

از نظر من مهم‌تر این است که مردم خود بتوانند با چنین کلاه‌برداری‌هایی درست برخورد کنند و فریب چنین شرکت‌هایی را نخورند. در غیر این صورت جامعه می‌بایست هزینه‌های روانی و مادی بسیاری را تحمل کند.

آیا شما تا به حال پرزنت شده‌اید؟ در این مورد خاطره‌ای ندارید؟ برخورد مردم در در محیط اطراف شما با این موضوع چگونه است؟ خوشحال می‌شوم نظرتان را بدانم.

چه کسانی بیش‌تر به دنبال گلدکوئست هستند؟

خودتان آزمایش کنید!یکی از امکانات سایت گوگل، Google Trends است که به کمک آن می‌توان فهمید چه کسانی بیش‌تر به دنبال یک کلمه یا عبارت خاص هستند.

اگر آمار مربوط به کلمه GoldQuest را ببینید برایتان جالب خواهد بود:

 رتبه بر حسب شهر

 رتبه بر حسب کشور

 رتبه بر حسب زبان

Qom

Iran

Persian

Karaj

Ethiopia

Indonesian

Tehran

Sri Lanka

Arabic

Adis Abeba  (Ethiopia)

Indonesia 

English

 Tabriz

Malaysia 

Swedish

Mashhad

United Arab Emirates

German

 Colombo  (Sri Lanka)

Kuwait

 

Esfahan

India

 

Jakarta  (Indonesia)

Saudi Arabia

 

Kuala lumpur  (Malaysia)

 Hong Kong

 

آن‌هایی که زیرشان خط کشیده شده از بقیه به شکل قابل ملاحظه‌ای بیش‌ترند و آن‌هایی که رویشان خط کشیده شده است قابل صرف‌نظر کردن هستند.

مقام اول ایران، مقام دوم اتیوپی و مقام سوم سری‌لانکا! گلدکوئست دروازه‌های تمدن را به روی ما گشود!

لینک مطلب

نامه‌ای مربوط به اوایل سال ۱۳۸۴

در این چند سال نامه‌های بسیاری بین گلدکوئستی‌ها و شرکت رد و بدل شده است و برخی در وبلاگ‌ها در معرض دید عمومی قرار گرفته است.

در زیر یکی از این پرسش و پاسخ‌ها را می‌بینید. سؤال‌کننده فردی به نام بیژن زیاری و پاسخ‌دهنده کورت روکو رینک (ظاهراً از اعضای هیأت مدیره شرکت) است.


آقایان گرامی؛

من بیژن زیاری، یکی از اعضای مستقل (IR) شما هستم که حدود ۸ ماه است که با شبکه بازاریابی QI کار می‌کنم. اولین چیزی که من از CDهای آموزشی QI فرا گرفتم، مفهوم «تعهد» بوده است، اما اکنون این سؤال پیش می‌آید: آیا شما هیچ «تعهد»ی نسبت به اعضای مستقل خود در ایران احساس نمی‌کنید؟

با احترام؛ ما به تمام اعضای مستقل‌مان در سراسر جهان توجه داریم و مثل آموزش‌هایمان در فکر خانواده خود در ایران هم هستیم. می‌توانم درک کنم که سؤال شما از آن‌جا مطرح می‌شود که یک عضو جدید هستید (۸ ماه زمان بسیار کمی است!) و مسلماً می‌توانم این سؤال را به خودتان واگذار کنم...

ما یک کمپانی متعهد هستیم و به همین خاطر از هیچ‌گونه اقدامی که در چارچوب انسانیت باشد برای کار کردن با افراد مختلفی که مدعی هستند می‌توانند به ما در ایران کمک کنند، دریغ نمی‌کنیم.

باید برایتان توضیح دهم که با توجه به تعاملی که با اعضای مستقل ایرانی خود داریم، بسیاری از آنان به ما گفته‌اند که گروهی وجود دارند که مرتباً در بقیه احساس اضطراب و آشفتگی به وجود می‌آورند و شایعات و موضوعات اثبات نشده‌ای را مطرح می‌کنند، و ما همواره آماده گوش دادن هستیم.

در کنفرانس آموزشی اخیر V-Team در تایلند، ما به اعضای مستقل ایرانی فرصت زیادی را در اوایل برنامه دادیم تا مسایل گوناگون موجود را مطرح نمایند. اکثر آنان این مسأله را به طور واضح تصدیق می‌کردند که گروهی می‌کوشند تا وضعیت را آشفته نمایند.

بنابراین آیا ما متعد بوده‌ایم؟ و آیا ما تعهد خود را نشان داده‌ایم؟

به نظر من «بله! و این کار را همچنان هم ادامه خواهیم داد». افرادی که به‌دقت کارها را دنبال کرده‌اند، می‌توانند آن‌را به‌خوبی مشاهده کنند، و افرادی که آن‌را نمی‌بینند، بایستی چیزی جلوی دیدشان را گرفته باشد، شاید بالاسری‌هایشان جلوی دیدشان را گرفته باشند، یا این‌که ناکامی شخصی‌شان باعث ایجاد این مشکل شده باشد. یا شاید هم مثل شما مدت زیادی نباشد که به ما نگاه می‌کنند.

تنها مشکل این است که در نتورک مارکتینگ، قانون نانوشته‌ای وجود دارد که تخطی از آن، بیش‌ترین ضررها را موجب می‌شود. قانون این است:

«همیشه و همیشه اخبار بد را به بالاسری‌ها و اخبار خوب را به زیرمجموعه‌ها انتقال دهید!»

و مطلقاً هیچ موقعیتی برای تخطی کردن از این قانون وجود ندارد. به نظر می‌رسد که بسیاری از اعضای ایرانی از این قانون تخطی می‌کنند، و البته امیدوارم که این موضوع صحت نداشته باشد.

همه صفحات pop up در سایت‌ها، مثل صفحات خرید (Shop Now)، بانک الکترونیک (Quest Account)، فرم درخواست‌های مشتریان (CRF) و... در ایران فیلتر شده‌اند و ما برای حمل محصولاتمان مشکلات جدی داریم. از شما فقط می‌شنویم که «صبور باشید». ما می‌گوییم که با دولت ایران مشکل داریم و باز همان پاسخ را طی تقریباً یک سال از شما می‌شنویم. ولی تاکنون هیچ‌گونه بهبودی در این مشکلات پیش نیامده است.

ما خبرهای زیادی درباره فیلترینگ سایت‌ها در ایران شنیده‌ایم و با تجهیزات پیش‌رفته خود بسیاری از آنان را برطرف کرده‌ایم. بسیار متأسفیم که این مشکلات سریع‌تر حل نشده‌اند. اکنون باید صادقانه به شما و سایرین اعلام نمایم که گروه بزرگی در کمپانی برای حل کردن هرچه سریع‌تر این مشکلات بسیج شده‌اند.

واقعاً برای چنین کمپانی بزرگی جای تأسف است که در برابر بزرگ‌ترین بازار خود در جهان تا این اندازه بی‌اعتنا باشد. اگر واقعاً به اعضای مستقل ایرانی‌تان متعهد هستید، به افرادی فکر کنید که QI را برای رسیدن به آرزوهایشان انتخاب کرده‌اند.

تأسف؟ بله باید متأسف بود، اما آیا برای کمپانی؟ خواهش می‌کنم تفاوت قایل شوید! تأسف وجود دارد اما نه آن‌طور که شما مطرح کرده‌اید. برای قانون‌گذارانی اظهار تأسف کنید که چنین قانونی می‌گذارند.

به هر حال اگر شما هم به ما وفادار باشید، همان‌طور که ما به شما هستیم، ما با هم می‌توانیم این سفر را ادامه دهیم.

یک نکته را به خاطر بسپارید: ما هرگز هیچ کشوری را که اعضای مستقل ما در آن سفرشان را با ما آغاز کرده‌اند، رها نخواهیم کرد. ما هرگز ناامید نخواهیم شد و هرگز چیزی را رها نخواهیم کرد!

خواهش می‌کنم که صادقانه و بدون تکرار حرف‌های پیشین به نامه‌ام پاسخ دهید.

با احترام

بیژن زیاری

متشکرم که برای خواندن پاسخ من وقت گذاشتید.

خدمت‌گزار شما

کرت جورج روکو رینک (Kurt George Rocco Rinck)


توجه شما را به «قانون نانوشته» گلدکوئست جلب می‌کنم:

همیشه و همیشه اخبار بد را به بالاسری‌ها و اخبار خوب را به زیرمجموعه‌ها انتقال دهید!

بی‌شک شرکت خود به این قانون پای‌بند است و هیچ‌گاه هیچ خبر بدی را به اعضایش منتقل نخواهد کرد و «صادقانه» دل آن‌ها را با اخبار خوب خوش خواهد کرد! البته تجربه نشان داده است که شرکت آن قدر برای روحیه اعضایش ارزش قایل است که از گفتن دروغ‌های امیدوارکننده هم صرف‌نظر نمی‌کند!

انعکاس این فریبکاری‌ها را می‌توانید در نظرات گلدکوئستی‌هایی که به نوشته‌های این وبلاگ پاسخ می‌دهند ببینید.

لینک مطلب

آیا بازاریابی چندسطحی سالم وجود دارد؟

در بین کسانی که گلدکوئست را کلاه‌بردار می‌دانند برخی معتقدند که بازاریابی چندسطحی ذاتاً روش بدی نیست ولی از آن سوء استفاده شده است.

این افراد معتقدند که این روش می‌بایست در کشور قانون‌مند شود تا ضمن استفاده از منافعش جلوی کلاه‌برداری نیز گرفته شود. به عنوان مثال اگر شرکت مجاز نباشد اجناس یا خدماتش را گران عرضه کند می‌تواند از روش بازاریابی چندسطحی به شکل سالمش بهره ببرد.

آیا مثالی وجود دارد؟

تا کنون هیچ‌یک از مدافعان امکان بازاریابی چندسطحی سالم، مثالی ارایه نکرده‌اند. البته از بین صاحبان و اعضای شرکت‌های موجود، از خارجی تا داخلی، هستند کسانی که ادعا می‌کنند اجناس یا خدماتی که شرکت مورد علاقه آن‌ها ارایه می‌کند، بدون در نظر گرفتن پورسانت‌ها، در مقابل پولی که شرکت می‌گیرد می‌ارزد ولی اگر کمی در محاسباتشان دقت کنید و از قیمت مشابه در بازار بی‌خبر نباشید به پوچ بودن این قبیل ادعاها پی خواهید برد. این قبیل افراد برای به دست آوردن پورسانت حاضرند هر مطلب بی‌پایه‌ای که به نفعشان باشد را بیان کنند.

آن‌ها مجبورند گران‌فروشی کنند!

واقعیت این است که اگر شرکتی بخواهد با روش بازاریابی چندسطحی فعالیت کند باید هزینه پورسانت‌ها را از جایی تأمین کند و در نتیجه باید در ابتدا مشتری-بازاریاب را سرکیسه کند و در عوض به او وعده پورسانت‌های آن‌چنانی بدهد. توجه کنید که بحث در مورد شرکت‌هایی است که در انجام وعده‌های خود کوتاهی نمی‌کنند.

مگر دیگر شرکت‌ها هزینه تبلیغات را از مشتری نمی‌گیرند؟

بله، شرکت‌های معمولی هم هزینه تبلیغات را در واقع از مشتری می‌گیرند ولی در روش بازاریابی چندسطحی این هزینه از بازاریاب‌هایی گرفته می‌شود که با آرزوی رسیدن به پورسانت‌های رویایی، به شرکت خدمت می‌کنند و این در حالی است که درصد بالایی از آن‌ها به آن رویاها نخواهند رسید. در این مورد مقاله «بررسی مقدار ضرر اقتصادی گلدکوئست» را ببینید.

اگر شرکتی گران‌فروشی نکند چه؟

همان‌طور که گفتم این فرضی خیالی است. ولی با این وجود باز هم این روش قابل دفاع نیست.

واضح است که شرکت این کار را انجام می‌دهد تا تعداد مشتریانش افزایش پیدا کند. یعنی کسانی هستند که اگر پورسانتی نبود حاضر نبودند از شرکت خرید کنند ولی با وجود پورسانت مشتری شرکت می‌شوند. مثلاً ممکن است من با توجه به وضعیت اقتصادی‌ام برایم خریدن یک تابلو به قیمت صد هزار تومان به صرفه نباشد ولی اگر مرا امیدوار کنند که پس از خرید، با کمی تلاش می‌توانم پنجاه هزار تومان به دست آورم، تابلو را بخرم.

در بازاریابی چندسطحی مشکل این است که وعده‌ها واهی هستند به این معنی که قطعاً درصد بالایی از بازاریابان، مستقل از تلاشی که می‌کنند، به آن‌ها نخواهند رسید. مانند این‌که به صد نفر وعده داده شود که اگر هر کدام بتوانند روی یک صندلی خاص بنشینند برنده جایزه‌ای می‌شوند، حال آن‌که قطعاً نود و نه نفر موفق به این کار نخواهند شد.

مگر در قرعه‌کشی بانک‌ها نیز همین وضع نیست؟

در قرعه‌کشی بانک‌ها هم احتمال این که فردی برنده جایزه‌ای بزرگ، مثل یک خودروی سواری، شود بسیار کم است و اگر با تبلیغات مردم فریب داده شوند این حرکت بی‌اشکال نخواهد بود. ولی در هر صورت قرض‌الحسنه‌ها با این کار پول مردم را تصرف نمی‌کنند و هر کس در هر زمان که بخواهد می‌تواند تمام پولش را پس بگیرد.

نکته دیگر این‌که حتی اگر در کشور کلاه‌برداری‌های دیگری وجود داشته باشد نمی‌توان با استناد به آن‌ها مجوز کلاه‌برداری‌های جدیدتری را هم صادر کرد! بلکه باید سعی کرد ضمن جلوگیری از مفاسد جدید آن‌چه وجود دارد را هم اصلاح کرد.

آیا بازدهی این روش توجیهش نمی‌کند؟

این تصور که بازدهی بازاریابی چندسطحی زیاد است اشتباه است و این روش در مقایسه با روش‌های معمولی بازدهی بسیار کم‌تری دارد. اگر می‌خواهید در این مورد بیش‌تر بدانید مقاله «بازدهی بازاریابی چندسطحی از بازاریابی معمولی کم‌تر است» را بخوانید.


 Google و GoldQuest

احتمالاً بسیاری از شما با استفاده از موتور جستجوی گوگل این وبلاگ را پیدا کرده‌اید. چند وقت پیش در یکی از نوشته‌هایم گفتم که اگر با کمک گوگل فارسی به دنبال کلمه «goldquest» بگردید، پس از سایت اصلی شرکت، این وبلاگ مقام دوم را خواهد داشت! این تصویر را ببینید.

نکته جالب این که اگر از گوگل انگلیسی هم استفاده کنید وبلاگ بازاریابی چندسطحی در رتبه بسیار خوبی قرار می‌گیرد.

جستجو در تاریخ 24 فروردین 1385

به نظر شما چرا اگر یک نفر در یک گوشه دنیا به دنبال کسب اطلاعات در مورد یک شرکت به اصطلاح بین‌المللی باشد، گوگل به او یک وبلاگ به زبان فارسی را پیش‌نهاد می‌کند؟! آیا این یعنی این که اکثر کسانی که می‌خواهند در مورد این شرکت بدانند فارسی‌زبانند؟! 

نکته جالب دیگر این‌که همان‌طور که می‌دانید موتور جستجوی گوگل به هر صفحه اینترنتی امتیازی بین صفر تا ده به نام PageRank می‌دهد که البته در طول زمان ثابت نیست. امتیاز این وبلاگ در حال حاضر ۴ و بایگانی‌اش ۳ است. این در حالی است که امتیاز سایت اصلی گلدکوئست ۲ و امتیاز صفحه فارسی آن ۳ است!!

Yahoo و GoldQuest

نتیجه استفاده از سایت یاهو هم برای کسب اطلاعات در مورد «goldquest» جالب است. به این هم توجه کنید که این سایت پیش‌نهاد می‌کند عبارت «iran goldquest» را هم امتحان کنید!

جستجو در تاریخ 24 فروردین 1385

لینک مطلب

زندگی به شرط خنده

«زندگی به شرط خنده» نام سریالی است که از شبکه پنج تهران پخش می‌شود. موضوع دو قسمت اخیر این سریال طنز (۱۵ و ۱۶ فروردین) پدیده گلدکوئست است. اگر اینترنت پرسرعت دارید می‌توانید این دو قسمت را تماشا کنید.

استیل کوئیست (قسمت اول)، مشخصات برنامه

استیل کوئیست (قسمت دوم)، مشخصات برنامه

ویژه‌نامه نوروز ۸۵ همشهری

همشهری در ویژه‌نامه نوروزی خود مقاله‌ای در مورد گلدکوئست داشت با عنوان «سایه سیاه فرشته‌ها». چیزی که بیش از مقاله برای من جالب بود کاریکاتور آن بود که بسیار شبیه کاریکاتوری است که در نوشته قبلی‌ام آورده‌ام.

گلدکوئست داره با قدرت کار می‌کنـــــــــــــه!... آی،... ول کن پاچم رو!...

تفاوت اصلی حلقه‌ای است که جای‌گزین دست شده است. کاریکاتور قبلی را از این آدرس برداشتم و نمی‌دانم که آیا این یکی هم از بزرگمهر حسین‌پور است یا یک سرقت هنریست!

لینک مطلب

نابود شود هر آن‌چه نتواند بود!

امروز، سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴، در آستانه ایام الناس چهارشنبه‌سوری، شخصی ناشناس به رمز عبور وبلاگم دست پیدا کرده و آن را از ریشه درآورده است! من هم برای این که سوءاستفاده نشود مجدداً وبلاگی با همان آدرس قبلی تأسیس کردم.

فعلاً مشغول جمع‌آوری نوشته‌هایم هستم تا در صورت امکان وبلاگ را دوباره راه‌اندازی کنم.

در هر صورت فعلاً وبلاگم نابود شده است و آن‌چه نپاید دل‌بستگی را نشاید. آخرین نوشته‌ام را می‌گذارم تا اگر دوستانی سر زدند دست‌خالی برنگردند.

خوشحال می‌شوم به‌غیر از ناسزاهای دشمنان نظر دوستان را هم در مورد این مسایل بدانم؛ تصور اطرافیان شما در مورد بازاریابی چندسطحی، گلدکوئست و امثالهم چیست؟ چه نوع مقالاتی برای آگاه کردن مردم مفیدتر است؟ تجربه‌های شخصی شما چیست؟ و...

میان‌وست: خوشبختانه یک نسخه از وبلاگم را ذخیره کرده بودم.

پنجشنبه، ۱۸ اسفند، ۱۳۸۴

کمی تا قسمتی تکراری!

حاصل فعالیت من در مورد بازاریابی چندسطحی در این چند ماه تعدادی مقاله بوده است. مفیدترین آن‌ها را بازخوانی کرده‌ام و نسخه نسبتاً منظمی را با فرمت pdf در زیر، قرار داده‌ام. اکثر آن‌ها قبلاً در همین وبلاگ و یا سایت تخصصی بررسی سیستم‌های فروش شبکه‌ای آمده‌اند ولی آن‌چه در زیر آمده است برای تکثیر مناسب‌تر است.

اگر هنوز در دانش‌گاه، خواب‌گاه، پادگان، مدرسه و یا محل کار خود این احتمال وجود دارد که افراد فریب گلدکوئست‌بازان و مانند آن‌ها را بخورند به عنوان عضوی از اعضای این جامعه وظیفه دارید قدمی در راه آگاهی اطرافیان خود بردارید. امیدوارم این مقالات بتواند شما را در این راه یاری کند.

فشرده دوازده مقاله اول را می‌توانید یک‌جا دریافت کنید: ۱۱۵۰ کیلوبایت

بازاریابی چندسطحی بازاریابی نیست، کلاه‌برداری است! (۷۰ کیلوبایت)

  • آیا بازاریابی چندسطحی، بازاریابی است؟ به زبان ساده، بازاریابی رساندن جنس یا خدمات از عرضه‌کننده به افرادی است که به آن جنس یا خدمات احتیاج دارند. یعنی بازاری وجود دارد و بازاریاب باید آن را بیابد و بعد از آن با معرفی خصوصیات جنس، مشتری را تشویق به استفاده از آن کند.

بازدهی بازاریابی چندسطحی از بازاریابی معمولی کم‌تر است (۵۳ کیلوبایت)

  • هدف از بازاریابی، رساندن کالا یا خدمات به دست مشتری است. در این فعالیت هم تولید‌کننده و هم مصرف‌کننده منتفع می‌شوند. امروزه بازاریابی موضوعی علمی تلقی می‌شود و متخصصان تلاش می‌کنند تا با استفاده از روش‌های جدید، بازدهی این فعالیت اقتصادی را افزایش دهند. بازدهی یک روش بازاریابی محصولی خاص، به زبان ساده، زمان و هزینه صرف‌شده برای یافتن مشتری، معرفی محصول و در انتها فروش یک واحد از آن محصول است.

چرا بازار بازاریابی چندسطحی اشباع می‌شود؟ (۸۲ کیلوبایت)

  • منظور از اشباع بازار این است که مدت زمان لازم برای پیدا کردن مشتری‌های لازم آن‌قدر زیاد شود که اکثر اعضاء به دلیل سختی کار از ادامه فعالیت منصرف شوند؛ می‌خواهیم نشان دهیم این زمان دیر یا زود فرامی‌رسد.

بررسی مقدار ضرر اقتصادی گلدکوئست (۸۲ کیلوبایت)

  • کسانی که با گلدکوئست همکاری می‌کنند اکثرشان پول خود را از دست می‌دهند و تنها درصد کمی به سود می‌رسند.

بازاریابی چندسطحی ایده‌ای متعلق به عصر اینترنت یا کلاه‌برداری‌ای در روسیه تزاری؟! (۱۰۳ کیلوبایت)

  • بسیاری از مبلغان بازاریابی چندسطحی مانند گلدکوئست هنگامی که به طعمه خود وعده می‌دهند که همه کسانی که با شرکت متبوعشان معامله و همکاری می‌کنند، اگر تنبلی نکنند، به سودی هنگفت می‌رسند با تعجب و حالت انکار او مواجه می‌شوند. در این وضع یکی از راه‌های توجیه طعمه این است که به وی گفته شود روش اقتصادی مذکور یکی از ابداعات عظیم قرن جدید است که با تکیه بر تکنولوژی اینترنت به وجود آمده است؛ همان‌طور که بسیاری از ابداعات و اختراعات جدید برای انسان قرن گذشته باورنکردنی بوده است، این روش اقتصادی نیز برای اکثر افراد عجیب و باورنکردنی است.

چرا فعالیت در بازاریابی چندسطحی قمار است؟ (۲۲۳ کیلوبایت)

  • برای آن که بتوانیم جواب این سؤال را بدهیم باید درک درستی از قمار و تفاوت آن با یک فعالیت سالم اقتصادی به دست آوریم، زیرا از لحاظ ظاهری بازاریابی چندسطحی شبیه هیچ‌کدام از قماربازی‌های رایج در قمارخانه‌ها نیست، بلکه بیش‌تر شبیه یک فعالیت متعارف اقتصادی است.

تمام سهم تو از گلدکوئست! (۱۴۱ کیلوبایت)

  • برای برخی از افرادی که به دنبال پول هستند هیچ چیز به غیر از منافع شخصی‌شان اهمیت ندارد. مهم نیست که آیا با کاری که می‌کنند به کسی ضرر می‌خورد یا نه. مهم نیست که آیا اعمالشان طبق قوانین کشور یا احکام شرعی هست یا نه. فقط می‌خواهند بدانند از کدام راه با ریسک کم‌تر می‌توان به پول بیش‌تر رسید. این مقاله جوابی است به این افراد برای آنانی که فکر می‌کنند گلدکوئست آن‌ها را به آرزوهایشان خواهد رساند.

بازاریابی چندسطحی، به استناد قوانین گذشته نیز کلاه‌برداری است (۱۰۸ کیلوبایت)

  • بازاریابی چندسطحی هر چند در نگاه اول شبیه تجارت به نظر می‌رسد ولی با تحلیل آن می‌توان فهمید که این فعالیت کلاه‌برداری‌ای بسیار زیرکانه است. مجلس شورای اسلامی در ۱۴ دی ۱۳۸۴ قانونی برای مقابله با این نوع فعالیت‌ها تصویب کرد. این قانون در ۴ بهمن ۱۳۸۴ به تأیید شورای نگهبان رسید. نکته بسیار مهم است این است که این‌گونه شرکت‌ها حتی به استناد قوانین گذشته نیز کلاه‌برداری هستند!

بیانیه کمیسیون فدرال تجارت ایالات متحده آمریکا در مورد فعالیت‌های بازاریابی چندسطحی (۹۴ کیلوبایت)

  • مدعای مروجان و طرفداران طرح های بازاریابی چندسطحی در جلسات پرزنت، قانونی بودن این فعالیت‌ها به همین شیوه در کشورهای پیشرفته، از قبیل ایالات متحده آمریکاست. مقاله زیر متن و ترجمه بیانیه کمیسیون فدرال تجارت ایالات متحده آمریکا (FTC) در مورد فعالیت‌های بازاریابی چندسطحی است که در اکتبر سال ۲۰۰۰ منتشر شد.

درباره گارانتی و کپی‌رایت سکه‌های گلدکوئست (۶۶ کیلوبایت)

  • یکی از مواردی که در توجیه قیمت بالای سکه‌های گلدکوئست مطرح می‌شود این است که بانکی این سکه‌ها را گارانتی کرده است و به همین دلیل چیزی در حدود ۱۰۰ دلار تحت عنوان هزینه گارانتی به قیمت سکه اضافه می‌شود. دلیل دیگری که برای توجیه قیمت سکه‌های گلدکوئست بیان می‌شود هزینه پرداخت کپی‌رایت به کسانی است که تصویرشان بر روی سکه‌ها حک شده است.

ارزش کلکسیونی سکه‌های گلدکوئست (۱۴۵ کیلوبایت)

  • به چه دلیل باید باور کنیم که سکه‌های گلدکوئست در آینده ارزش افزوده پیدا خواهند کرد و کلکسیونی می‌شوند؟ این سؤال را یک بار از یک گلدکوئستی پرسیدم. خلاصه‌ای از جوابش این بود:...

مادربزرگ گلدکوئست! (۱۲۱ کیلوبایت)

  • اگر یکی از دوستانتان توانسته باشد با چرب‌زبانی یا مخفی‌کاری شما را به جلسات پرزنتیشن گلدکوئست بکشد و یا اگر خود شما گلدکوئستی باشید، داستان مادربزرگی که با خریدن یک سکه به ظاهر بی‌ارزش موجب ثروت‌مند شدن نوه‌اش شده را شنیده‌اید. من این داستان را از جزوه آموزش پرزنت نقل می‌کنم: «خانمی در سال ۱۹۰۷ در آمریکا یک سکه پنج دلاری را می‌خرد که یک سمت این سکه سمبل آرتیست آمریکایی ضرب شده...» سرمایه‌گذاری مادربزرگ قصه گلدکوئست چقدر سود داشته است؟

بازاریابی زنجیره‌ای یا کلاه‌برداری زنجیره‌ای؟! (فایل فشرده ۱۰۴۲ کیلوبایت)

  • شاید تاکنون نام شرکت‌هایی چون Pentagono، My7Diamonds، GoldQuest به گوشتان خورده باشد. آیا هیچ گاه به شما یا آشنایانتان پیشنهاد شده است که با سرمایه‌گذاری در یکی از این شرکت‌ها در زمانی کوتاه به پول هنگفتی برسید؟ هدف از این مقاله این است که با نحوه کلاه‌برداری این گونه شرکت‌های به ظاهر اقتصادی آشنا شوید. همان طور که در طول مقاله خواهید دید اطلاعات ریاضی‌ای که برای تحلیل چنین مسایلی مورد نیاز است چندان پیشرفته نیست ولی مهم این است که یاد بگیریم در مسایل زندگی علم و دانش خود را به کار بگیریم. توضیح: این مقاله شامل مباحث متنوعی است که برخی از آن‌ها در مقاله‌های قبلی، جداجدا آمده‌اند.

گلدکوئستی‌ها به دادسرای انقلاب رفتند، کاریکاتوری از بزرگمهر حسین‌پور

دقیق‌تر بود اگر آن بالایی هم مانند پایینی‌ها پاچه بالادستی‌اش را می‌چسبید! البته بر همگان واضح و مبرهن است که «گلدکوئست هم‌چنان با قدرت کار می‌کند»!

نفر بالایی:

بچه‌ها امیدتون رو از دست ندین! کوئست تو خون‌های شماست! یا پت‌من بزرگ به فریادمون برس! آای‌ی‌ی...ول کن پاچه من رو! عجب غلطی کردم خواستم خوش‌بختت کنم!...

لینک مطلب

:بازدید


وبلاگ‌های ضدگلدکوئست و وبلاگ‌نویسان و سایت‌های مخالف گلد‌کوئست
اگر شما هم در فضای مجازی اینترنت حضور دارید و آرزو دارید بساط هر نوع کلاه‌برداری از نوع گلدکوئست، خارجی یا داخلی، برچیده شود، آدرستان را بگویید تا در این قسمت ذکر شود.

البته برخی از این دوستان موضوع وبلاگشان چیز دیگریست.

سایت تخصصی بررسی سیستم‌های فروش شبکه‌ای
نهضت مبارزه عليه گلدكوئيست در ايران
وبلاگ برتر هفته دوم دی 84
زنده رود
بچه‌ام می‌خواد بزرگ شه!
کل نفس بما کسبت رهينه
بررسی بيش‌تر بازاريابی شبکه‌ای
عدم همکاری با کوئست را می‌خواهیم
حقایق گلدکوئست
ملایر در آتش گلدکوئیست
ترانه عشق
کارسوق ریاضی
مزدا احمدی
یوتی‌اف-۸
خوشبختیهای ما
زهرا
دل‌آرام
چلوکباب
توازن
فریدخت
لحظه‌های نقره‌ای من
صوفی
لبخند ریاضی
Lean Production
سیب کال
عقاب
پژواک
alimolavi
دوست من فیزیک
من و اقتصاد!
ازهردری سخنی...
وبلاگ درچه
نشتی از افکار روزانه من، عماد هنرپرور
مبارزه با كلاهبرداری زنجیره ایی
انسانم آرزوست
آخرین اخبار دنیای حسابداری و حسابرسی
در مورد بازاریابی شبکه‌ای و شرکت هرمی
quest=0=کوئست
باتلاق کوئست
آنتی‌کوئست. مبارزه با کلاهبرداری زنجیره‌ایی
کلاهبرداری نوین یعنی Quest
من عاشق کوئست می‌توانم باشم؟
افشاگری شرکت‌های هرمی


گلدکوئست‌بازان وبلاگ‌دار

برخی از ایشان را باید گلدکوئست‌پرست نامید، زیرا با چنان تعصبی، چشم و گوش بسته، از گلدکوئست دفاع می‌کنند که گویی ادعاهای این شرکت، وحی منزل است!

تجارت شبکه‌ای
GoldQuest
در شریف
GoldQuest
در دانشگاه
GoldQuest  در دانشگاه دهاقان

G-TEAM Internationa >> ره‌یافتگان!
بچه‌های طلا
تجارت الکترونیکی از طریق شرکت بین‌المللی گولدکوئست
درباره گلدکوئست
 گلدکوئست ایران GoldQuestIran
کوئست نت
گلدكوئست تجارت نوین در هزاره سوم
گلدکوئست مشهد
گلدكوئست مشهد 3
quest international
Welcome To Gold Quest Gorgan
فول ساپورت میشید با تی سی های بالاتر
تفکر پیروز
پرندگان مهاجر
 گروه
B-Team
goldquest bushehr


دیگر کلاه‌برداران زنجیره‌ای که با شرکت‌هایی چون مای‌سون‌دایموندز، گلدماین، ای‌بی‌ال، ایران‌بین و ... همکاری می‌کنند.

کسب درآمد از طریق اینترنت -همه چیز درباره گلدماین
خدمات فرهنگی و درآمد
کسب درآمد از اینترنت در ایران
سرمایه گذاری در اینترنت
تجارت الکترونیک
کسب درآمد مطمئن از سایت ایرانی (ایران بین)
کاشکی ارزش تو آدم ها به خود آدم بود؟
Personal Machine Translator


طراح قالب: خودم (با دستکاری قالب "شرکت هیولاها"!)