بانک سومالی ریپابلیک معتبرتر است یا گلدکوئست؟

آن‌چه در این نوشته می‌آید هم حاوی نکاتی طنز است و هم نکاتی تلخ.

نکات تلخ آن مربوط است به وضعیت کشور مسلمان سومالی که اخیراً نیز مورد تهاجم نیروهای آمریکایی قرار گرفته است. احتمالاً شما در رسانه‌ها کم و بیش از این موضوع اطلاع پیدا کرده‌اید. بررسی ابعاد سیاسی این اتفاق ارتباطی به موضوع این وبلاگ ندارد.یکی از سکه‌های گلدکوئست

نکته طنزآمیز این داستان این است که شرکت «کوئست اینترنشنال» مدعی است برخی از محصولاتش را بانکی به نام «Somali Republic» گارانتی کرده است. جدا از این که آیا چنین ادعاهایی تا چه حد صحت دارد و مفهوم این گارانتی‌ها چیست، بد نیست که با کشور سومالی کمی آشنا شویم، زیرا اگر قرار است ما ادعای یکی را با تضمین فرد دیگری بپذیریم لازم است که اعتبار تضمین‌کننده از تضمین‌شونده بیش‌تر باشد. یعنی اصولاً شرکت «کوئست اینترنشنال» می‌بایست جایی معتبرتر از خود را به عنوان گارانتی‌کننده محصولاتش معرفی کرده باشد. مطالب زیر را از چند سایت خبری نقل می‌کنم.

لازم به ذکر است که کلاه‌بردار بودن گلدکوئست مربوط به ساختار هرمی آن است و حتی اگر سکه‌هایش را معتبرترین بانک‌ها هم ضمانت کنند کلاه‌بردار بودنش از بین نمی‌رود.

سومالی، کشوری بدون حکومت!

سومالی به عنوان شرقی‌ترین کشور آفریقا، در کرانه‌های غربی اقیانوس هند در شاخ آفریقا جای دارد. این کشور بعد از فروپاشی حکومت آخرین رییس‌جمهورش، محمد زیادباره، ۱۶ سال است بدون دولت مرکزی به سر می‌برد! پیش از آن هم تحت حاکمیت انگلیس و ایتالیا بوده است و در مدت حیات خود هرگز روی آرامش به خود ندیده است.

تا به امروز کشور به چهار بخش تقسیم شده است؛ سومالی‌لند در شمال، پرت‌لند در مرکز، مناطق جنوبی که در کنترل اتحاد محاکم اسلامی است و بخش‌های کوچکی از آن در کنترل دولت موقت مستقر در «بیداوا» است. البته دولت موقت به رهبری عبدالله یوسف از حمایت کامل آدیس آبابا برخوردار است و رژیم آدیس آبابا مجری سیاست‌های آمریکا در منطقه است.

نظام قبیله‌ای در سومالی

سومالی کشوری است که در آن حرف اول و آخر را نظام قبیله‌ای می‌زند. چهار قبیله اصلی در این کشور وجود دارد که این قبایل خود به قبایل کوچک‌تری تقسیم می‌شوند. برای یک سومالیایی هیچ چیز مهم‌تر از قبیله نیست و او حاضر است جان و مال خود را برای آن فدا کند. اگر در سومالی فردی از یک قبیله توسط قبیله دیگر کشته شود تا آن قبیله انتقام نگیرد، آرام نمی‌نشیند. لذا اگر از یک سومالیایی بپرسید اهل کجایی قبل از اینکه بگوید سومالیایی، می‌گوید: «هبرگدر» یا «ابگال» یا «مولودود»، که اسامی قبایل‌اند.

اوضاع اجتماعی و خدماتی کشور سومالی

در حال حاضر تقریباً هیچ‌گونه خدماتی در کشور وجود ندارد. شبکه برق‌رسانی به طور کامل از بین رفته و عمده مردم از نعمت برق محرومند. تنها بعضی از ثروت‌مندان موفق به خرید موتور برق می‌شوند. سیستم تصفیه آب و لوله‌کشی در شهر وجود ندارد و آب مورد نیاز از طریق چاه‌ها تأمین می‌شود که مردم باید آن را بخرند. زباله‌های مردم از سطح شهر جمع‌آوری نمی‌شود و جای جای شهر مملو از زباله است. تقریباً تمام خیابان‌ها در سطح شهر و جاده‌های کشور از بین رفته‌اند و آسفالتی وجود ندارد. تعداد مدارسی که در شهر وجود دارند اصلاً کافی نیست و خیلی از کودکان از امکان تحصیل محرومند. شاید بیش از نیمی از شهر موگادیشو در اثر جنگ ویران شده و چند ده هزار نفر در اردوگاه‌های مختلف زندگی می‌کنند که از حداقل امکانات بی‌بهره‌اند. یک خانواده ۷ یا ۸ نفری و یا حتی بیش‌تر در کپرهایی ۸ تا ۱۰ متری که با شاخه‌های درختان درست کرده‌اند زندگی می‌کنند. در زمینی ۵۰۰۰ متری ۴۵۰ خانواده مستقرند! در چهره اغلب ساکنین این کشور تنها یک چیز وجود دارد: رنج، خستگی و ‌اندوه!

قحطی، خشکسالی و جنگ‌های داخلی

قحطی، خشکسالی و جنگ‌های داخلی سه بلایی هستند که سال‌هاست مردم سومالی با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند. در سال ۱۹۹۱ در یکی از جنگ‌های داخلی ۳۰۰ هزار کودک به علت گرسنگی جان باختند و یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر نیز بی‌خانمان و آواره شدند و بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر نیز کشته شدند.

در سومالی اسلحه فراوان است و مرگ انسان‌ها آن‌قدر عادی شده که وقتی یک نفر کشته می‌شود، مردم به راحتی از کنار آن عبور می‌کنند!

پای‌گاه اینترنتی نوول ابسرواتور، سازمان غیردولتی آکسفام انگلیس که در زمینه امور بشر دوستانه در سومالی فعالیت می‌کند، با انتشار گزارشی اعلام کرده وضعیت مردم این کشور به حدی وخیم است که مجبورند برای یافتن آب گاهی اوقات مسافتی حدود ۷۰ کیلومتر را طی کنند و اگر موفق نشوند مجبورند ادرار خود را بخورند!

حضور رسانه‌های خبری در سومالی

بعد از حوادث سال ۱۹۹۳ که نیروهای آمریکایی در این کشور با مقاومت سرسختانه مردم روبرو و مجبور به خروج از آن‌جا شدند، دنیا این کشور را به حال خود رها کرد و سومالی به فراموشی سپرده شد، در حال حاضر به جز یک شبکه عربی هیچ شبکه‌ای خبرنگار خارجی در سومالی ندارد. این شبکه هم با ۵۰ نفر نیروی مسلح از مقر خود محافظت می‌نماید آن هم در محلی که قبلاً کاخ ریاست‌جمهوری بوده، و حضور آن‌ها هم برای پوشش محدود کنفرانس‌های خبری یا بعضی دیدارهای مسؤولان سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از پایتخت است.

منابع: خبرگزاری فارس، سایت بازتاب، «سومالی، کشوری بیگانه با آرامش»، «مردم سومالی از فرط خشکسالی گاهی مجبور به خوردن ادرار خود می‌شوند»، «کشور قبیله‌ها در سیطره محاکم»، Somali در ویکی‌پدیا

تکمیل یک گزارش در مورد انتخابات و شبکه‌های هرمی

چند روز پیش، در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۸۵، مطلبی در مورد حمایت برخی نامزدهای انتخابات از شبکه‌های هرمی نوشتم و به این نکته اشاره کردم که «مشابه این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز افتاد؛ گلدکوئستی‌ها به شدت برای موفقیت یکی از نامزدها تبلیغ می‌کردند.»همه با هم در انتخابات شرکت می‌کنیم روابط عمومی شرکت گلدکوئیست

اشاره به این موضوع به مذاق برخی گلدکوئستی‌ها خوش نیامد و سعی کردند با هر دروغ و بلوفی که می‌شود این موضوع را تکذیب کنند. مطالعه استدلال‌های ایشان خصوصاً به کسانی که به روان‌شناسی اعضای گلدکوئست علاقه دارند توصیه می‌شود.

در هر صورت با پرس و جو از دوستانم توانستم عکسی به دست آورم که قسمتی از آن را در سمت چپ مشاهده می‌کنید. تصویر کامل را هم ببینید. عکس مربوط به دفتر گلدکوئست در میدان مادر است و در روزهای قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری نهم گرفته شده است.

/ 66 نظر / 80 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احساN

چیه امید جان نمیتونی کاری که گفتم علیه گلدکوئست انجام بدی عصبانی شدی ؟ خوشحالم که عصبانیت کردم این نشون میده که خودت خیلی بی منطق تر از منی عزیزم حداقل نظر قبلیمو پاک میکردی بعد میگفتی که من گفتم باید با من موافق باشی . من گفته بودم بیطرف باش >> یه بار دیگه بخونش در آخر یه چیزی بهت بگم : گلدکوئست بد . گلدکوئست کلاهبردار . گلدکوئست جانی . گلدکوئست قاتل . اما عزیزم من تا حالا ۴ونیم میلیون از این کار در اوردم یکساله دیگه من چقدر درمیارم شما چقدر واسه وبلاگت اینو بدون امید جان همه نمیتونن مثه شما پول در بیارن !!! خود من نمیتونم شیرین کاری و از اینجور کارا واسه جیره ای که دولت بهم بده بکنم که هر چی بیشتر نظرشونو با کارام جلب کنم جیره ی بیشتری بهم بدن یاحق

امید نقشینه ارجمند

سلام. جناب احساN، شما هر چه از این راه به دست آورده باشید ناشی از ضرر زیرشاخه‌هایتان است. من از جایی برای نوشتن این مطالب پول نمی‌گیرم ولی اگر کسی برای آگاه کردن دیگران حقوق هم بگیرد هیچ ایرادی ندارد. کسی باید شرمنده باشد که از راه سرکیسه کردن و فریب دیگران شکمش را پر می‌کند.

مهرداد باتعادل ۲۰۰

اونايی که اون پارچه کثيف رو نوشتن يه احمق بوده درست مثل خودتو...؟؟؟؟ گلدکوئست يعنی انتخاب بهترينها

مهرداد باتعادل ۲۰۰

توهم يه احمق نادونی درمورد گلدکوئست هيچی نميدونی

امید نقشینه ارجمند

سلام. جناب مهرداد، خیلی مهم نیست آن پارچه را چه کسی نوشته و چه‌قدر احمق بوده است. احمق بودن یا نبودن من هم مهم نیست. این مهم است که کسی که تعادلش ۲۰۰ است با متضرر شدن بیش از ۳۶۰ نفر به ۱۶۵۰۰ دلار پورسانت رسیده است. به نظر من چیزی که کثیف است این پول‌هاست و هر چه زیرشاخه‌های شما توسعه پیدا کند پول کثیف بیش‌تری در جیبتان خواهد رفت و افراد بیش‌تری ضرر خواهند کرد. کسی هنوز به این سؤال که «بانک سومالی ريپابليک معتبرتر است يا گلدکوئست؟» جوابی نداده است!

بهروز

جناب احساN من در کشور آلمان تحصيل می کنم و فقط يک بار بحث چنين شبکه هايی رو شنیدم و در واقع پيش اومد و اون وقتی بود که خودم بحثش رو با يکی از اساتيد پيش کشيدم. تا بحث شروع شد، استادم بدون هيچ مکثی گفت که اين نوع تجارت اصولا در کشورهايی اتفاق ميفته که مردمش تمايل و امید زیاد دارند به اين که پول بدون زحمت در بيارند و ... وقتی به قلم شما خوندم که <نتورک amway توی دانشگاهای دانمارک داره تدريس ميشه> بسيار متعجب شدم. اگر اين موضوع به عنوان شناخت يک معضل تدريس می شه که خوب طبیعیه!‌ اگر که نه، لطفا آدرس اينترنتی يکی از دانشگاه های مربوطه رو بدهيد (مثلا دانشگاه پسر خاله گرامی تون). اين امر برای من فوق العاده عجيبه! همون قدر که به من بگند که در دانشگاه های آلمان درس سيگار کشيدن تدريس می شه...

امید نقشینه ارجمند

سلام. جناب بهروز، اول این که خیلی امیدوار نباشید جناب احساN یا امثال ایشان هیچ تعهدی نسبت به گفته‌های خود احساس کنند و بخواهند برایشان دلیلی منطقی بیاورند. دلایل در همان حد پسرخاله‌ای خواهد بود! و اما تدريس نتورك ماركتينگ در دانش‌گاه هم قصه‌ای شنیدنی است. نگاهی به مقاله چهار دروغ درباره‌ MLM بیندازید. دروغ دوم که نویسنده مقاله، جان میلتون، بیان کرده این است: «نتورک مارکتینگ هم اکنون در دانشگاه‌های تجارت هاروارد و استفورد و در تعداد زیادی کالج و دانشگاه در سرتاسر آمریکا درس داده می‌شود.» در ادامه آمده است: «یکی از پروفسورهای دانشگاه هاروارد به نام توماس بونورا این صحبت

خاک بر سر دو تاشون

mem

سلام آقا امید چند وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم. یاد قدیمترها افتادم که بزرگتر از این ها با استدلالاتی شبه جک قدم در مباحثه می گذاشتند و این جدیدی ها با استدلالاتی عین جک. دلم برای جک های گلدکوئستی ها تنگ شده بود. خسته نباشید و امیدوارم روزی مردم ما از شر گلدکوئست خلاص شوند البته نه! ناامیدم چرا که تا وقتی مردم طماع و نادان پیدا شود (قبل از اشباع مردم طماع و نادان!) بازار گلدکوئست و گلد کوئستی ها (کلاهبرداری) برقرار است. یا حق

امید نقشینه ارجمند

سلام. جناب mem، نظرات جناب احساN را خوانده‌اید؟ اخیراً یکی از دوستانم تصادفاً وبلاگ این گلدکوئستی باسابقه را پیدا کرده است که دیدنش می‌تواند تا حدی ریشه‌های روانی برخوردهای این شخص را روشن کند. به عنوان نمونه یادداشت «آهای مستای عاشق چه حالی داره مستی!» را ببینید.