آیا بازاریابی چندسطحی سالم وجود دارد؟

در بین کسانی که گلدکوئست را کلاه‌بردار می‌دانند برخی معتقدند که بازاریابی چندسطحی ذاتاً روش بدی نیست ولی از آن سوء استفاده شده است.

این افراد معتقدند که این روش می‌بایست در کشور قانون‌مند شود تا ضمن استفاده از منافعش جلوی کلاه‌برداری نیز گرفته شود. به عنوان مثال اگر شرکت مجاز نباشد اجناس یا خدماتش را گران عرضه کند می‌تواند از روش بازاریابی چندسطحی به شکل سالمش بهره ببرد.

آیا مثالی وجود دارد؟

تا کنون هیچ‌یک از مدافعان امکان بازاریابی چندسطحی سالم، مثالی ارایه نکرده‌اند. البته از بین صاحبان و اعضای شرکت‌های موجود، از خارجی تا داخلی، هستند کسانی که ادعا می‌کنند اجناس یا خدماتی که شرکت مورد علاقه آن‌ها ارایه می‌کند، بدون در نظر گرفتن پورسانت‌ها، در مقابل پولی که شرکت می‌گیرد می‌ارزد ولی اگر کمی در محاسباتشان دقت کنید و از قیمت مشابه در بازار بی‌خبر نباشید به پوچ بودن این قبیل ادعاها پی خواهید برد. این قبیل افراد برای به دست آوردن پورسانت حاضرند هر مطلب بی‌پایه‌ای که به نفعشان باشد را بیان کنند.

آن‌ها مجبورند گران‌فروشی کنند!

واقعیت این است که اگر شرکتی بخواهد با روش بازاریابی چندسطحی فعالیت کند باید هزینه پورسانت‌ها را از جایی تأمین کند و در نتیجه باید در ابتدا مشتری-بازاریاب را سرکیسه کند و در عوض به او وعده پورسانت‌های آن‌چنانی بدهد. توجه کنید که بحث در مورد شرکت‌هایی است که در انجام وعده‌های خود کوتاهی نمی‌کنند.

مگر دیگر شرکت‌ها هزینه تبلیغات را از مشتری نمی‌گیرند؟

بله، شرکت‌های معمولی هم هزینه تبلیغات را در واقع از مشتری می‌گیرند ولی در روش بازاریابی چندسطحی این هزینه از بازاریاب‌هایی گرفته می‌شود که با آرزوی رسیدن به پورسانت‌های رویایی، به شرکت خدمت می‌کنند و این در حالی است که درصد بالایی از آن‌ها به آن رویاها نخواهند رسید. در این مورد مقاله «بررسی مقدار ضرر اقتصادی گلدکوئست» را ببینید.

اگر شرکتی گران‌فروشی نکند چه؟

همان‌طور که گفتم این فرضی خیالی است. ولی با این وجود باز هم این روش قابل دفاع نیست.

واضح است که شرکت این کار را انجام می‌دهد تا تعداد مشتریانش افزایش پیدا کند. یعنی کسانی هستند که اگر پورسانتی نبود حاضر نبودند از شرکت خرید کنند ولی با وجود پورسانت مشتری شرکت می‌شوند. مثلاً ممکن است من با توجه به وضعیت اقتصادی‌ام برایم خریدن یک تابلو به قیمت صد هزار تومان به صرفه نباشد ولی اگر مرا امیدوار کنند که پس از خرید، با کمی تلاش می‌توانم پنجاه هزار تومان به دست آورم، تابلو را بخرم.

در بازاریابی چندسطحی مشکل این است که وعده‌ها واهی هستند به این معنی که قطعاً درصد بالایی از بازاریابان، مستقل از تلاشی که می‌کنند، به آن‌ها نخواهند رسید. مانند این‌که به صد نفر وعده داده شود که اگر هر کدام بتوانند روی یک صندلی خاص بنشینند برنده جایزه‌ای می‌شوند، حال آن‌که قطعاً نود و نه نفر موفق به این کار نخواهند شد.

مگر در قرعه‌کشی بانک‌ها نیز همین وضع نیست؟

در قرعه‌کشی بانک‌ها هم احتمال این که فردی برنده جایزه‌ای بزرگ، مثل یک خودروی سواری، شود بسیار کم است و اگر با تبلیغات مردم فریب داده شوند این حرکت بی‌اشکال نخواهد بود. ولی در هر صورت قرض‌الحسنه‌ها با این کار پول مردم را تصرف نمی‌کنند و هر کس در هر زمان که بخواهد می‌تواند تمام پولش را پس بگیرد.

نکته دیگر این‌که حتی اگر در کشور کلاه‌برداری‌های دیگری وجود داشته باشد نمی‌توان با استناد به آن‌ها مجوز کلاه‌برداری‌های جدیدتری را هم صادر کرد! بلکه باید سعی کرد ضمن جلوگیری از مفاسد جدید آن‌چه وجود دارد را هم اصلاح کرد.

آیا بازدهی این روش توجیهش نمی‌کند؟

این تصور که بازدهی بازاریابی چندسطحی زیاد است اشتباه است و این روش در مقایسه با روش‌های معمولی بازدهی بسیار کم‌تری دارد. اگر می‌خواهید در این مورد بیش‌تر بدانید مقاله «بازدهی بازاریابی چندسطحی از بازاریابی معمولی کم‌تر است» را بخوانید.

 Google و GoldQuest

احتمالاً بسیاری از شما با استفاده از موتور جستجوی گوگل این وبلاگ را پیدا کرده‌اید. چند وقت پیش در یکی از نوشته‌هایم گفتم که اگر با کمک گوگل فارسی به دنبال کلمه «goldquest» بگردید، پس از سایت اصلی شرکت، این وبلاگ مقام دوم را خواهد داشت! این تصویر را ببینید.

نکته جالب این که اگر از گوگل انگلیسی هم استفاده کنید وبلاگ بازاریابی چندسطحی در رتبه بسیار خوبی قرار می‌گیرد.

جستجو در تاریخ 24 فروردین 1385

به نظر شما چرا اگر یک نفر در یک گوشه دنیا به دنبال کسب اطلاعات در مورد یک شرکت به اصطلاح بین‌المللی باشد، گوگل به او یک وبلاگ به زبان فارسی را پیش‌نهاد می‌کند؟! آیا این یعنی این که اکثر کسانی که می‌خواهند در مورد این شرکت بدانند فارسی‌زبانند؟! 

نکته جالب دیگر این‌که همان‌طور که می‌دانید موتور جستجوی گوگل به هر صفحه اینترنتی امتیازی بین صفر تا ده به نام PageRank می‌دهد که البته در طول زمان ثابت نیست. امتیاز این وبلاگ در حال حاضر ۴ و بایگانی‌اش ۳ است. این در حالی است که امتیاز سایت اصلی گلدکوئست ۲ و امتیاز صفحه فارسی آن ۳ است!!

Yahoo و GoldQuest

نتیجه استفاده از سایت یاهو هم برای کسب اطلاعات در مورد «goldquest» جالب است. به این هم توجه کنید که این سایت پیش‌نهاد می‌کند عبارت «iran goldquest» را هم امتحان کنید!

جستجو در تاریخ 24 فروردین 1385

/ 31 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد

سلام . من چند روز پيش در يکی از روم های پرشيان چت بودم که يک نفر پی ام داد که اگر کسی قبلا در نتورک کار کرده به من پی ام بده.من کنجکاو شدم که ببينم چی ميگه.پی ام دادم و گفتش که شما قبلا نتورک کار کرديد.گفتم بله ولی ديگه خوشم نيامده.گفت می خوای در يک نتورک جديد کار کنی؟ گفتم نه همشون مثل هم هستند.گفت نه اتفاقا اين فرق می کنه و اگه پرزنت بشی خوشت مياد.هرچی اسرار کردم اسم نتورک را به من نگفت ولی فکر می کنم نتورک های تقلبی ناشناخته هم وارد کار شده باشند که به شيوه ء ديگری از مردم کلاه برداری می کنن.

سايه

سلام.خوبيد؟اقا شما بين اين همه شرکت هرمی چرا به کوئست گير داديد؟! مثلا همين وست ويژنی ها ٬ از روز قدس گرفته تا هر ولادتی يا وفاتی پاچه خواری می کنند(فريبهای دهه ۶۰)

امید نقشینه ارجمند

سلام. جناب سایه، علت این‌که من از بین همه شرکت‌ها به گلدکوئست بیش‌تر می‌پردازم این است که فریب‌کاری‌های این شرکت از همه پیچیده‌تر است و اگر کسی این شرکت را بشناسد کم و بیش تمام دوز و کلک‌های شرکت‌های مشابه را خود می‌تواند کشف کند. در مورد وست‌ویژن انعکاس نظر من را می‌توانید در کاریکاتور پینوکیو ببینید؛ گربه نره وست‌ویژنی است!

ماهان

نتورک هرچی به ما نداد لااقل بينش و پشتکار -اعتماد به نفس - هدف-آينده نگری - عشق به کار- خود باوری-تعهد-خدا........-ايمان-دوست داشتن همنوع-برنامه ريزی -اعتقاد به آينده و......................را داد . اين دولت همه کس دزد -بی خانواده- تروريست-مرفه پرست چه به ما داده؟؟؟؟؟؟؟؟

امید نقشینه ارجمند

سلام. جناب ماهان، به شما پيش‌نهاد می‌کنم به جای دادن شعارهای بی‌محتوا برخی مقالات اين وبلاگ را بخوانيد تا به ميزان درستی آن‌چه گفته‌ايد پی ببريد.

ایمان حاجی رسولی ها

سلام امید جان! من فقط یه نکته گوگلی بگم که گوگل موقعیت جغرافیایی ادم جستجوگر رو در نتایج لحاظ می کنه! ولی خوب در این که وبلاگت خیلی خیلی موفقه شکی نیست. به امید روزی که سر هیچ یک از هم وطنان ساده دل ما کلاه هایی نظیر گلدکویست و امثال آنها نرود. موفق باشی به امید دیدار

امید نقشینه ارجمند

سلام ایمان. من این موضوع را به کمک دوستم سهیل که در سوییس درس می‌خواند بررسی کردم. نتیجه جستجوی کمله «GoldQuest» و چند کلمه دیگر دقیقاً یکی بود.

ایمان

البته در مورد GoldQuestاصولا همینه که می گی. چون فقط از ایران این کلمه جستجو می شه! ولی گوگل خیلی جاها محلی تر جواب می ده. مثلا توی کانادا همه جواب ها را اتوماتیک از google.ca می ده که اولویت رو بیشتر به صفحاتی می ده که به کانادا ربط دارن.

ایمان

یه نکته هم برای مدعیان شناخته بودن GoldQuest در جهان بگم و این که اگه جوابها رو محدود کنین به صفحه های داخل کانادا تقریبا هیچ نتیجه ای از GoldQuest معروف نیست. چند صذ تا جواب اول مربوط به یه شرکت دیگس و انگشت شمار لابه لاش صفحه هایی فارسی که در این مورد مطلب نوشتن!

ایمان

این صفحه نتیجه اول از جستجویی که تو کامنت اول اشاره کردم، از قلم انداختمش. مربوط به وب سایت یه برنامه نویس فارغ التحصیل مک گیل کاناداس که دو سال از عمرش رو تو اتیوپی بوده! نتیجه اول! http://users.openface.ca/~cobe/eth/quest.html